(اعتماد ملی)
تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی
پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
زنده باد کسی که چیز می گوید ولی دروغ نمی گوید

دستت رو به من بده... برای سبز کردن ایرانمون... برای تحقق بخشیدن به آرزوی کوروش کبیر، برای زنده نگه داشتن نام سعدی و حافظ، برای فرهنگمون، برای تمدنمون...
دستت رو به من بده، موجی درست کنیم به سبزی ایران دیروزمون برای سبز کردن ایران فردامون...
دستت رو به من بده برای اینکه دروغ رو از نام ایران عزیزمون پاک کنیم... دلم برای صفت صداقت ایرانی تنگ شده... دور و بر نگاه کن! همه جا سیاه از دروغ!
دستت رو بده به من بده! رای تو امروز به میرحسین نیست! رای تو به صداقته...
رای تو به منزله آری گفتن به صداقته و نه گفتن به دروغ و تزویر!
دستت رو به من بده تا بریم به سمت سبز شدن... بخدا رنگ ایران سیاهی نیست...
دستت رو به من بده تا همه جا رو سبز کنیم...
آقا اجازه, به بزرگی خودتون ببخشید, هر چی باشه شما بزرگی و بزرگوار, بخشش هم از بزرگانه به قولِ بزرگان.
آقا اجازه ببخشید که گفته بودیم , این فوتبال پاک نیست و آدم حسابی دیگه توش کم پیدا میشه!
ببخشید که گفتیم, این فوتبال همش نامردیه, از بسکه خنجر دیدیم دستِ نا لوطیها و بی معرفتها!
ولی ( تا وقتی نامرد هست, مرد هم هست!), آقام میگفت.
--------------------------------------------------------------------------------------
ما که میدونستیم شما صافی و آقا منش. ولی دست خودمون که نبود. دل نگرون بودیم, از بسکه نامردی دیدیم و ناروا شنیدیم از عزیز دردونه ها..... از بسکه کوچیک مغزها, بیانیه نوشتند و ولگردی کردند توی کوچه های کوتولگی و نانیسم!
آقا اجازه, ( گنده باقالی) یعنی چی؟.... مگه شما نگفتین این چیزا نمیاد توی امتحان ؟؟؟
آقا اجازه, ببخشید؛
بنا به عادت خیلی از بچه مدرسه ایها که روی آق معلمشون اسم میذارن, ما هم به شما میگفتیم؛(مجیدکامپیوتر)!
ولی مگه آقا منشی و صداقت, دخلی داره به نرم افزار و سخت افزار و دیجیتالیزاسیون؟؟؟!!!
آقا اجازه, امروز فقط روزِ آبیها که نبود, روز شمام بود. روز فوتبالِ پاک که نبود, روز معلم بود!
چیکار داریم که هفته ی اول اردیبهشتیم یا هفته ی دوم!.....امروز که روزِ شما بود, کلاس داشتیم...شمام خوب کلاس گذاشتی واسه جمیعِ خلق الناس!...از شاگردِ متقلب و آدم فروش , گرفته تا بچه خرخون و شاگرد تنبل و مبصرِ دوساله ی کلاس!
آقا اجازه, گروهبان قندلی که بود و چه کرد؟....اینا که نبود توی کتاب....میشه جزوه بگید از این به بعد!!!
آقا اجازه, ببخشید که اینجوری میگیم, ولی دمِ شما گرم که گرم کردی دلمون رو دوباره به این فوتبالِ پیزوری!
(دلگرم شدیم که توی این آشفته بازار, هنوزم آدم حسابی پیدا میشه انگار!!...کسیکه نه اهل قیل و قال باشه نه جیغ و داد, نه ناروا بنویسه و نه ناسزا, نه اهل زدو بند باشه و نه مردِ چون و چند...نه اهل بیانیه باشه و نه پایِ شب نامه....نه گذرش به ستادِ انتخاباتی بیفته و نه لابی داشته باشه با مجلسیون و سیاسیون.)
آقا اجازه, امروز فقط روز آبیها نبود, روز شمام بود!!
دلــتا(ایران ساکر)
« طوري بازي كنيد كه 25 سال ديگه اگر قرار بود حرفي از فوتبال پاك بزنن ، تيم ما رو مثال بزنن. بريد و حتي اجازه يك امتياز گرفتن را هم به ذوب آهن ندهيد.» مجيد جلالي انگونه اسطوره فوتبال پاك در ايران شد. در روزي كه كافي بود تا يك امتياز ، ذوب آهن را قهرمان ايران كند فردي به نام مجيد جلالي كاري كرد كه تا سالها فوتبال پاك را به نامش بشناسند. در روزي كه حتي آبي هاي تهراني هم منتظر دريافت مدالي از جنس نقره اي بودند ، فردي به نام مجيد جلالي تمام معادلات فوتبالي را به هم ريخت و به تنهايي كار يك تيم 11 نفره را انجام داد. كاري به اينكه آبي ها قهرمانند يا قرمزها نداريم. در روز فوتبال پاك ايراني ، مجيد جلالي با ادبياتي خاص ، تيمي را به ميدان مبارزه فرستاد كه در شروع بازي قهرمان شده بود. در روز فوتبال پاك تيمي به نام فولاد كه مربيگري اش بر عهده فردي به نام مجيد جلالي بود ، خود را سمبل فوتبال پاك در ايران كرد و به همين دليل است كه اعتقاد داريم قهرماني استقلال نيمي اش براي فولادي ها بود. لحظاتي پس از پايان اين ديدار ، پيامكي از يكي از دوستان ضد آبي به دستمان رسيد كه حتي خواندنش هم براي روز فوتبال پاك دلنشين و جذاب بود :« لعنت به فوتبالي كه تباني نداره !» ، از روز فوتبال پاك به شدت خوشحاليم ؛
(ایران ساکر)
خدا جای حق نشسته و قهرمان تیمی شد که حقش بود نتایج رویایی استقلال در این فصل حسودان و بد خواهان استقلال را عذاب میداد و با هر ترفندی که بود سعی و تلاش میکردند تا مانع از قهرمانی محبوبترین تیم ایران بشوند
در تمام این ۱ سال گذشته مدام در حال حاشیه سازی برای تیم استقلال و سرمربی محبوبش بودند چون چشم نداشتند موفقیت استقلال به همراه ژنرال رو ببینند
مایلی کهن بعد از گلی که به استقلال زد در اقدامی شرم آور با صدور بیانیه ای به هواداران و مربی محبوب استقلال توهین کرد و گل سایپا به استقلال رو پیامی به وسعت ایران دونست
آقای مایلی کهن پیام قهرمانی استقلال وسعتش تا کجا بود؟
به قول واعظ آشتیانی امروز خدا به کسانی که دوست نداشتند استقلال قهرمان بشه می خندد
این قهرمانی مبارک همه آبی دلان سرزمین آریایی که تا آخرین لحظه هم امیدشون رو از دست ندادند و با صبوری و حمایتهای همه جانبه از کادر فنی و بازیکنان تیم مزد صبرشون رو گرفتن
این قهرمانی تقدیم به روح پاک روزبه بهرامی هوادار متعصب استقلال که جان عزیزش رو در راه استقلال فدا کرد
هوادار بخند که امروز روز توست روز تاج گذاری استقلال روز سر افرازی و سربلندی استقلال و استقلالی

جناب مایلی کهن به نظر می رسد فراافکنی و افترا به سایرین بخش ثابتی از روال نگارش شما را می سازد. نمیدانی چه ینویسی و از چه بنویسی؟ نه، می دانی خوب هم میدانی از چه بنویسی, مثل همیشه انبوهی از افراد معیوب و مغرض گرد آمده اند که دامان پاک و بی نقص آقای مایلی کهن را لکه دار و مخدوش سازند. این بیانه هم مثل مصاحبه های قبلی مملو است از برشمردن عیوب بی شمار دیگران که مایلی کهن در گوشه ای معصوم وار ایستاده و مظلوم واقع شده است! خوبست بجای اینکه دائم شعار بدهی کمی به کلام امام صادق توجه کنی که فرمود:"خوشا کسی که عیوبش او را از عیوب مردم باز دارد".
شما از چه رنجیده ای؟ از کلام تماشاگران؟ هیچ از خودت پرسیده ای چرا مایلی کهن مورد هجمه تماشاگران قرار گرفته. چرا مثلا هفته های قبل جلالی و حتی پیروانی در دربی آماج این حملات قرار نگرفت. حتما به خودت می گویی چون مایلی کهن با ریشه های فساد در فوتبال می جنگد و عده ای آنرا بر نمی تابند. اما خدا می داند آقای مایلی کهن اینطور نیست. اگر شما با فحاشی در ورزشگاهها داری مبارزه میکنی چرا وقتی همین قلعه نویی و پروین و دائی و ... درکنار فرزندانشان و برادرانشان مورد هجمه قرار می گرفتند بجای مبارزه با فحاشی مشغول مبارزه با قربانیان فحاشی بودی و آنرا دلیل تشخیص صحیح ملت اسلامی می دانستی. آنها احترام و شخصیت و پسر و نوه نداشتند؟ اینها فقط مخصوص شماست؟ چرا حالا که نوبت شما شده است دست به این مبارزه مقدس زده ای.
اگر واقعا آنطور که ادعا داری کریم هستی و مورد تهاجم لئیمان قرار گرفته ای دلیلی برای عصبانیت و پرخاش وجود ندارد چرا که: گر هنرمند از اوباش جفایی بیند تا دل خویش نیازارد و دَرهَم نشود سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست قیمت سنگ نیافزاید و زر کم نشود (دلیل سکوت معنا دار مربی و تماشاگران استقلال هم همین دو بیت بالاست.) اما خوب می دانی مشکل شما این نیست. دلیلش فقط و فقط خودخواهی و خود پرستی توست. شما عادت کرده ای مطالبات شخصی ات را پشت نقاب شخصی مصلح و خیرخواه مبارز پنهان کنی. اما به نظر نمی رسد شما از فحاشیها در ورزشگاه چندان رنجیده باشی. چرا که بار اول و دوم نیست مایلی کهن از این فحاشیها می شنود و قبلا اینقدر بر نمی آشفت. اینقدر این شعارها تکرار شده که می بینی آهنگ و قافیه خوبی هم پیدا کرده. شما بیش از همه از شنیدن مصاحبه مربی استقلال برآشفته ای و آماج حملات شما هم به سمت ایشان است و گرنه فحاشی تماشاگران را با قلعه نویی چه کار؟ مگر خود او بارها خود در آماج این فحاشیها قرار نگرفته. چطور آن موقع فحاشیها خود جوش بود و حالا امیر برنامه ریزش کرده. تو خوب می دانی امیر نقشی در سازمان دهی فحاشی نقشی نداشته و ندارد و حتی بعد از بیانه سخیف شما هم جلوی فخاشیها را گرفت. شما ناراحتی چرا امیر جواب یک ربع تهمت زدن شما را در اهواز در چند جمله داد.
چرا انتظار داری در حاشیه امنیت باشی و به همه پرخاش کنی و تهمت بزنی اما دیگران حق جواب ندارند؟ شاید انتظار داشتی به قلعه نویی تهمت بزنی و آن چند جمله کوتاه هم جوابت را هم ندهد! گفت به خدا واگذار میکنم.تورا اگر حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ بر می گردیم به پسرت. گفتی تماشاچیان چیزهای خوبی به او یاد ندادند. شما چطور, توانستی به او یاد بدهی چطور با بیانات سخیف و هجو نامه جواب فحاشی را بدهد؟ اگر فکر می کنی هنوز یاد نگرفته دست بکار شو, با چند بیانه دیگر, پسر شما اصلا مقابل تماشاچیان کم نمی آورد و فحاشی قهار خواهد شد. او هم به نوبه خود به نوه ات یاد می دهد به جای یه توپ دارم هجونامه بنویسد و به این ترتیب خانواده ات مصون خواهد شد. تو اولین کسی بودی که در ایران چنین نامه سخیفی را به مربی همکارش نوشت که اتفاقا تیمش در کوران رقابتهایی آسیا با مشکلات زیادی درگیر است. راست می گویی آقای مایلی کهن شما لیاقت مربیگری تیم ملی را نداری اما دلیلش آن نیست که نوشتی. دلیلش آنست که شما بی ادب ترین مربی تاریخ فوتبال ایران هستی و بیانه سخیفت و زشت ترین کلام سالیان فوتبال ایران را در خود جای داده است. چقدر زشت است از طرف تو که حرف از خدا و پیامبر بزنی! قرآن را بخوان نهج الباغه را بخوان ببین بی ادبانه ترین کلامهاست یا حکیمانه ترین. ادعا مسلمانی از چون تویی توهین به دین و مذهب است.
کلام آخر گفتی یارب نظر تو بر نگردد. رب دیر بازی است که نظرش از تو برگشته. از همان زمان که با مستمسک قرار دادن دین به تیم ملی رفتی تا وقتی که بازیکنان تیم ملی را متهم به قمار و منقل و وافور کردی تا وقتی که خانه همسایه ات ماهواره می بینی و در برنامه نود دروغ می بافی و اکنون که بهانه مبارزه با فحاشی تماشاگران را دستمایه تسویه حساب شخصی ات کرده ای. راستی به دایی هم تهمت زیاد زدی تازه از او معذرت خواسته ای به این زودی توبه ات شکست؟ برادر من توبه تزویر می باید شکست!! آقای مایلی کهن دوره ی زالوهای بادمجان دور قاب چین که با تهمت و هتاکی به دیگران و متهم کردن شرافتمندان خود را طرفدار اسلام و قرآن نشان دهند دیریست که طی شده و مردم نیز دیگر فریب یاوه گویی امثال تورا نمی خورند. شما کمی ! دیر رسیده ای
(ایران ساکر)
آقای کفاشیان ,تاج, شریفی و دیگر مخالفان استقلال
سلامٌ علیکم.
بسیار تعجب میکنم که برای عدم نتیجه گیری و عدم قهرمانی استقلال به هر دری
میزنید.از داوریهای بچه گانه گرفته تا دامن زدن به شایعه تبانی.ولی با
اینهمه ابزار قدرت متعجبم چرا آخرین تیر ترکش خود را از آستین مایلی کهن
بیرون آوردید؟ او بیشتر از آنکه آبروی خود را ببرد آبروی شما را برد.شما
که برای خود آبروئی نگذاشتید , حداقل به فکر آبروی ایرانی باشید. آیا فکر
میکنید نامه جناب مایلی کهن را دنیا نخوانده است؟آیا دنیا با خواندن این
نامه رسمی آنهم در این سطح ,تمام ایران و ایرانی را فحاش نمی انگارد؟ آیا
دنیا به دنبال یافتن معنی کلمه گروهبان قندلی و شعبان بی مخ نمیگردد؟
ایرانیان در محافل ورزشی دنیا انسانهائی بدوی, وحشی و هتاک معرفی نمیشوند؟
مگر محمد مایلی کهن دارای سوء پیشینه نیست؟ مگر در بازداشتگاه به سر نبرد
و دادگاه او را به عدم مصاحبه محکوم نکرد؟چرا چنین کسی را به رهبری تیم
ملی گماشتید؟ مگر بقیه مربیان و تیمها مورد تعرض کلامی تماشاگران قرار
نمیگیرند؟آیا دیگران هم اینگونه افسار پاره میکنند؟اگر افسار مایلی در
دستان شماست که شما مقصرید.وگر نه یا افسار پاره شده اش را مجدداً در دست
بگیرید یا او را برکنار کنید تا آبروی ایرانی در مجامع ورزشی نرود. فکر
میکنید دنیا راجع به ورزش ایران چه می اندیشد و ایرانی را چگونه میبیند؟
آقای قاضی شاه حسینی کجائید؟ چرا به سوراخ موشی خزیده اید؟ اگر طرفدار تیم
بودن نشانه نوچه گیست پس من یکی از همان نوچه ها هستم. امیر قلعه نوئی آدم
کوتوله است (ای کاش قد قلعه نوئی هم به اندازه دماغ مایلی کهن بود) و لیدر
هم شعبان بی مخ.مدرک گروهبان قندلی هم نداریم. ولی شما که سران فوتبال ما
هستید چه دارید؟چه لقبی روی خود و سوگلی خود میگذارید؟ همه ما با هتاکی
مخالفیم.به این جمله بسنده میکنیم که آقایان شاه حسینی, شریفی,کفاشیان,
تاج اگر به این اقدام مایلی کهن رسیدگی نکنید او را تائید کردید و آن
القاب لایق خودتان است.
خاطر خویش نیازارد و در هم نشود
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
مایلی کهن که به زور سفارش این و آن و تسبیح آب کشیدنهایش به سمت مربیگری تیم ملی منصوب شده در بیانیه ای خطاب به امیر قلعه نویی آنچه لایق خود و اطرافیانش بوده به وی نسبت داده است.
ایشان که اصولا در کارنامه خود جز برد کره و عربستان و سقوط چند تیم لیگ برتری به دسته اول افتخار قابل عرضی ندارد! خود را برترین مربی تاریخ ایران می داند و با بیانیه ای سراپا توهین و افترا شخصیتی تازه از خود برای ملت شریف ایران نمایان ساخت.
سرمربی جدید تیم ملی سعی کرد در این بیانیه اصطلاحات زننده ای را برای امیر قلعه نویی به عنوان نفر اول مدیریت فنی استقلال به کارببرد و حتی لقب ورزشی وی را که لقبی مردمی است و هواداران به عنوان ژنرال به وی ارزانی داشته اندرا زیر سوال ببرد.
اما آقای مایلی کهن که گویی هنوز تحت تاثیر سریال مرد دو هزار چهره قرار دارند ، بهتر است بداند ؛ که این القاب محصول چند بیانیه فکاهی نیست بلیکه این لقب محصول عشق و تلاشی است که وی به عنوان یک استقلالی و ایرانی در ابعاد مستطیل سبز و حتی خارج از آن انجام داده است.
شاید شما ندانید اما حداقل برخی از دوستان ورزشی آقای قلعه نویی می دانند که وی چه در فوتبال و چه در خارج از آن معرفت، انسانیت وسخاوتمندی های بسیاری به خرج داده که بی شک بیان بخشی از این بزرگ منشی ها شخصیت انسان جالبی چون شما را در اذهان عمومی مشخص می نماید.
شما که به هر دلیلی اکنون برجایگاه فنی اول فوتبال ایران قرار دارید، با این ادبیات ساده ولمپن شخصیت و جایگاه مربیگری تیم ملی ایران را زیر سوال برده اید .
راستی می خواهید جنابعالی را از محصولات این بیانیه آگاه نمایم:
اولین نتیجه؛ از دست دادن بخش اعظمی از حامیان تیم ملی و احتمالا مطبوعات
دوم: بی هویت ساختن جایگاهی که به عنوان سرمربی تیم ملی بر آن تکیه زده اید.
سوم : تنزل جایگاه مربی تیم ملی در عرصه دخلی و بین المللی
چهارم : ساختن تصویری تازه از خودتان به عنوان فردی هتاک و لمپن.
پنجم: زیر سوال بردن انتخابتان به عنوان سرمربی تیم ملی
و ....
هرچند آبی است که ریخته و کاری است که متاسفانه انجام شده اما باید به حال فوتبال ایران بیش از این متاسف بود که شاهد چنین سوژه های دردناکی است.
ختم كلام آقاي مايلي كهن شما با اين ادبيات و نگاه به ديگران نمي توانيد جايي در دل ملتي كسب كنيد كه ادبياتش در عالم زبانزد است.
نکته : شما که به هر دلیلی اکنون برجایگاه فنی اول فوتبال ایران قرار دارید، با این ادبیات ساده ولمپن شخصیت و جایگاه مربیگری تیم ملی ایران را زیر سوال برده اید .
(ایران ساکر)
وقتی شیرخواره بودم پدرم مرا با دوچرخه اش میبرد و به همراه دوستانش <دوچرخه سواری> میکرد. یواش یواش بزرگتر شدم. پدرم و دوستانش تصمیم گرفتند دوچرخه ها را کنار بگذارند و به یه ورزش مفرح تازه وارد روی بیاورند:فوتبال!
این چنین شد که پای من به توپ فوتبال باز شد و آرام آرام مردم کوچه و بازار پیر و جوان و زن و مرد دور و برم جمع شدند. مخصوصا جوانان و نوجوانانی که از رنگ آبی لذت می بردند.
یادم رفت بگویم. روزی که به دنیا آمدم مرا داخل ملحفه ای آبی پیچیدند و آبی پوشان صدایم کردند. هرجا که میرفتم پرچم های آبی به نشانه ی اظهار عشق و علاقه نمودار میشدند.
بله من استقلالم!
آهای هوادار تو میدانی که من کیستم. من از تو به تو نزدیک ترم. در سینه پر تپش تو بالا و پایین میروم. با گام های استوارت راه میروم و از گلوی تو فریاد میزنم.
آهای هوادار! هوای مرا داری؟ من خود تو هستم حالا شناختی؟
گاه کنارت می نشینم و در تنهایی ات شریک میشوم آن وقت که در گوشه ای خلوت از شکست من گریه میکنی.
گاه در در جزر ومد اشک شوق از چشمان تو سرازیر میشوم و گاه نیز در حسرت حمایت تو میسوزم و میسازم. اما هیچگاه از تو دل نبریده ام که اگر اینگونه بود نه منی بود و نه تویی که پیوسته و زنجیروار به هم متصل شده ایم.
اما یه نکته را فراموش نکن. موفقیت و سربلندی من در گرو فریادهایی است که تحت نام شعار از زبان تو خارج میشود. آهای هوادار این روزها کمی نگرانم. نگران تو و خودم که بعضی ها قصد فاصله انداختن بین من و تو را دارند. گاه از در دوستی وارد میشوند و گاه پنهانی.
آهای هوادار! با تو هستم. با تویی که وقتی دلت میگیرد سکه های جیبت را بیرون میریزی و فرسنگها راه را فرازو نشیب میکنی که به دیدار من بیایی تا دست من را در میدان مسابقه بگیری.
من بیشتر از هر زمان دیگری به حمایت های پرشور تو نیاز دارم. پس این بار هم مثل همیشه پشتیبانی ات را از من نگیر و بگذار حضورتورا در کنار خودم حس کنم. بهانه دست دیگران نده که اینگونه بین من و تو فاصله بیندازند و غربتی که تاکنون در هیچ کجای این سرزمین پهناور حس نکرده ام را لمس کنم.
استقلال باخت اونم به ترسش ترس خود خواسته و ترسی که مربیش به جونش انداخت
این ترس استقلال رو کشت
استقلال باخت اونم از تیمی که به برزیل اعراب شهرت داره
ما میتونستیم تو زمین این تیم امتیاز بگیریم اگر اینقدر ترسو بازی نمیکردیم
مهم نیست درسته که بازی اول رو باختیم ولی یادمون باشه که 5 بازی دیگه و 15 امتیاز ممکنه رو در پیش داریم
بازی با الجزیره فوق العاده حساس شده به خاطر اینکه این تیم هم بازی اولش رو باخته بنابر این تمام سعیش رو میکنه که از بازی تهران دست خالی بیرون نره
کار جباری خیلی بچه گانه و دور از اخلاق حرفه ای گری بود اما قلعه نوعی نباید اجازه بده تا برخوردش با جباری تیم رو به حاشیه ببره هر چی باشه اون یکی از تاثیر گذارترین بازیکنان استقلاله
من به آینده خوشبینم و مطمئنم به راحتی از گروه خودمون صعود میکنیم استقلال مرد روزهای سخته
تعویض علیزاده با اکبرپور در آن شرایط , کوچکترین توجیه تاکتیکی ندارد و ربط دادن آن به مسایل فنی و تاکتیکی, یک قصه است و سیاهکاری, و حرف زدن از تاکتیک در این مورد, ناچیز شمردن شعور فوتبالی هواداران است و شعور اجتماعیشان. لذا اگر قلعه نویی را یارای گفتن حقیقت نیست, بهتر است سکوت اختیار کند و قصه نگوید بیش از این.
در شرایطی که استقلال مثل اکثر مسابقاتش در فصل جاری , بهترین امکان را داشت برای ضدحمله و افزایش تعداد گلهایش, ودر شرایطی که مهاجمان سرعتی بهترین مجال را داشتند برای هنرنمایی و عبور از اتوبان و چراغ سبز دفاع پرسپولیس, بناگاه ژنرال هنر نمایی میکند و دست به آن تعویض بحث برانگیز میزند.
براستی ماموریت علیزاده یِ اوت انداز و بلند قامت و تنبل , در جاییکه استقلال فضای ضدحمله دارد و نیاز به سرعت, چه میتوانست باشد؟!
آیا آن خطای هندِ مضحک که حتی از بازیکنان زمین خاکی نیز سر نمیزند, جای بحث و تردید و سوءِظن ندارد؟
شکی نیست که ورود علیزاده به جای اکبرپور در آن شرایط مسابقه, با برنامه های تاکتیکی استقلال در این فصل همخوانی ندارد. اینک سوالِ آزار دهنده اینست که ؛ آیا علیزاده در آن شرایط به بازی آمد تا تیم سابقش را ازشکست برهاند و دل آقایان را بدست آورد؟ یا به بازی آمد که مثلا" در دقیقه ی 90 اوت بیندازد؟!
اکنون هوادار استقلال از قلعه نویی و مدیریت تیم محبوبش دل چرکین است و طلبکار.
قهرمانی لیگ برتر و حتی قهرمانی آسیا نیز نمیتواند این خاطره را از ذهن هوادار استقلال بزداید.
گردانندگان استقلال تن به تساوی دادندو با یک مصلحت اندیشی ناپاک, به شکستن دل هوادارانشان رضایت دادند تا دل (دیگران) را بدست آورند و محبتشان را.
همان (دیگران) که قهرمانی ِ بحث برانگیز فصل پیش را رقم زدند و این نظریه را مطرح کردند که ( با موفقیت پرسپولیس, دلِ مردم هم شاد میشود!!!!).
( ایران ساکر دلتا)

وقتی اظهارات مربیان و بازیکنان تیم پیروزی رو بعد از دربی خوندم و شنیدم ناخود آگاه یا د ضرب المثل معروف (آّب که سر بالا بره غورباقه ابو عطا میخونه ) افتادم
ما با این تساوی مصلحتی چیز زیادی رو از دست ندادیم من فقط نگران این بودم که نکنه ذوب آهن که نزدیکترین تعقیب کننده ماست جلو سایپا بازی رو ببره که خدا رو شکر باخت باخت ذوب آهن باعث شد فاصلومن با این تیم به 6 امتیاز برسه
در واقع لنگی ها که همه امیدشون به این بود تا بتونند به خیال خودشون با شکست دادن استقلال فاصله 9 امتیازیشون رو با ما کمتر کنند با گل زیبای زیدان آسیا تو خماری موندن و برای چهارمین بار پیاپی در طول این دو فصل با فشار سیاسیون بر مسئولین استقلال به دست خود استقلالیها به گل مساوی رسیدن گل زیبا و تاکتیکی استقلال و موقعیتهای مناسبی که اگر هر کدوم اونها گل میشد (البته با مصلحت اندیشی مصلحت اندیشان سیاسی نباید گل میشد) نشون میدا د که استقلال هیچ مشکلی از نظر فنی برای برتری در این دیدار نداشت و تنها دلیل این تساوی فقط و فقط سیاست آقایون بود که با دستهای علیزاده این سناریو به بهترین نحو ممکن اجرا شد
امیر قلعه نوعی در مصاحبه قبل از بازی گفته بود امیدوارم که هیچ فشاری برای تساوی دربی نباشد اما نشست مشترک مسئولان دو تیم و رئیس فدراسون فوتبال در محل کمیته انضباطی که به قول خودشان جنبه توجیهی داشت تا کاری نکنند تماشاگران تحریک بشند برای تعیین نتیجه بازی بود نه چیز دیگر
لنگی ها هم بهتره مثل سال قبل با همون سپاهان بجنگن تا حد اقل بتونن تو لیگ سوم شن که البته تنهایی عرضه همچین کاری رو ندارن اما تا جیب پر پول عمو هدی(هدایتی) و کمیته انضباطی و کمک های سازمان تربیت بدنی هست میتونه خیالشون راحت باشه که در مقابل سپاهان تنها نیستن
خوشحالم که استقلال اینقدر قدرتمند شده که هواداران رقیب برای تساوی مقابل این تیم سر از پا نمیشناسند و مسئولین پیروزی به خاطر کسب نتیجه مساوی برای بازیکنانشون پاداش در نظر میگیرند
خوب خوشحالی هم داره کم نیست گرفتن ۱ امتیاز از بهترین تیم تاریخ لیگ باشگاهی ایران تاج کبیر آسیا
بازی استقلال برق شیراز نكات زیادی را داشت كه بد نیست مرور شود
اول اینكه استقلال قهرمانانه بازی كرد و الحق و الانصاف مزد برتری خودش را هم حتی با آن پنالتی مشكوك گرفت.
گذشته از خطای محرز هند مدافع شیرازی در نیمه نخست، استقلال درمیان بهت و حیرت بینندگان كه بازی و دوندگی بسیار مشكوك بازیكنان تیم برق (خداكند كه اشتباه كنم) را در مقابل داشتند و گزارشگری تلویزیون ملی ایران كه اعصاب همه ما را بهم می ریخت را می دیدیم باید از كنار خیلی چیزها بگذریم و برویم سر اصل موضوع
استقلال هماهنگ و مصمم بازی كرد. اگر در نیمه نخست آن پنالتی هم اعلام می شد هم آرش برهانی در صدر گلزنان آمار خوشگل تری داشت و هم شمار گلهای زده اس اس بالا می رفت.
به هر حال با آن پنالتی غیرقابل توجیه استقلال گل خورد اما باور كنیم كه جمع شدن حاشیه ها از تیم یك تیم هجومی ساخته بود امیر خان قلعه فقط تذكر داده بود كه به جدول رقابتها بچه ها توجه نداشته باشند و این نكته مثبت كادر مربی گری به نظرم رسید.
غیر از حسین كاظمی و سیاووش اكبرپور که عالی کار کردند بقیه خوب كار كردند و به همشون دست مریزاد می گم
خوب قرمزها هم این بار بدون استفاده از نور لیزر و بدون سر دادن شعار فلانی حیا کن تیم مارو رها کن برای چندمین بازی در طول این فصل با گرفتن پنالتی از سوی کمک داور مسابقه تونستن یه برد خفیف به دست بیارن و به خیال خودشون از بحران خارج بشن
وقتی به عملکرد کمک داور بازی های فولاد در برابر سرخابیها نگاه میکنیم به مسئله جالبی بر میخوریم
کمک داور بازی استقلال در برابر فولاد گل سالم ما رو بدون دلیل و شایدم به احتمال زیاد از روی عمد مردود اعلام کرد همون گل سالم ابراهیم تقی پور منظورمه
اما کمک داور مسابقه پرسپولیس برابر فولاد به جای داور وسط تصمیم مهمی مبنی بر اعلام ضربه پنالتی به سود قرمزها میگره و با این تصمیمش سرنوشت بازیی رو که میتونست دوباره پرسپولیس رو بیش از پیش وارد بحران کنه رو عوض میکنه
نمیدونم این کمک داورها در بازی های حساسی مثل بازی استقلال برابر سپاهان هم در دور رفت و هم در دور برگشت کجا تشریف دارن که پنالتی واضح رو مهاجمان استقلال رو اعلام نمیکنند
در بازی برابر همین پرسپولیس پنالتی واضح روی برهانی رو اعلام نمیکنند اما برای پرسپولیس همه سعی خودشون رو برای موفقیت مقطعی این تیم انجام میدن
نمیدونم آخرین باری که داورها بر علیه پرسپولیس اعلام پنالتی کردن کی بوده هر کس میدونه به ما هم بگه تا ما هم بدونیم
امروز در بازی برابر برق شیراز هم پنالتی واضح استقلال گرفته نشد اما داور یه برخورد ساده در محوطه جریمه رو پنالتی اعلام میکنه به سود برق
هر چند ما مثل پرسپولیس اینقدر بد بخت نیستیم که برای نتیجه گیری متوسل به پنالتی بشیم و اگر از روی عمد یا ناخواسته گرفته نشد زمین و زمان رو به هم بدوزیم و با پشتیبانی صدا و سیما و مسئولان سیاسی و ورزشی هر بلایی خواستیم بر سر داور بیچاره بیاریم
به امید موفقیت در بازی برابر صبا باتری و به امید قهرمانی در پایان فصل

