تبليغاتX
تاج کبیر آسیا
ما حذف شديم آقاي احمدي نژاد.  داور بازي كره شمالي – عربستان سوت را كشيده، بازي مساوي شده و ما از جام جهاني 2010 بيرون افتاده ايم آقاي احمدي نژاد، تلويزيون دارد سرودهاي حماسي پخش مي كند و انتخاب شما را تبريك مي گويد. درست بعد از حذف ما از جام جهاني. ما به جام جهاني نرسيديم آقاي احمدي نژاد. راستش من نمي دانستم اين مطلب را خطاب به كي مي شد نوشت. خطاب به شما نوشتم چراكه فكر كردم خيلي طرفدار فوتبال هستيد. عكس هاي شما را ديده ايم، همان وقت كه در تيم دانشگاه علم وصنعت بازي مي كرديد و بعدها كه به عنوان رئيس جمهور محبت كرديد و به اردوي تيم ايران سرزديد. همان تيمي كه به جام جهاني رفت و شكست به بار آورد. بايد يادتان باشد آقاي احمدي نژاد. ما شما را در لباس ورزشي به ياد داريم. صحنه اي را كه ايستاده ايد و با لبخند مشهورتان به ميرزاپور پنالتي زديد به ياد داريم. اما خوشحالي شما كه در عكس يادگاري با بازيكنان تيم ملي نمايان بود، فايده اي به حال تيم ملي نداشت آقاي احمدي نژاد. ما جام جهاني 2006 را با فاجعه به پايان برديم. نبايد يادتان رفته باشد آقاي احمدي نژاد. مديران شما در سازمان ورزش، پس از آن شكست مصيبت بار همچون منجي فوتبال مقابل دوربين ها ايستادند و از »تغيير« رئيس فدراسيون گفتند آقاي احمدي نژاد. اما شايد ما در همان روزها بود كه جام 2010 را مي باختيم آقاي احمدي نژاد. همان وقت ها كه دوستان شما در شهرداري كه حالازمامدار ورزش شده بودند، تصميم گرفتند همه چيز را در كف با كفايت خود بگيرند آقاي احمدي نژاد. شايد شما به ياد نياوريد، اما ما يادمان مي آيد آقاي احمدي نژاد. ما ماه هاي زيادي را در نزاع با فيفا گذرانديم آقاي احمدي نژاد. به جاي پذيرفتن توصيه ها، سعي كرديم شعار بدهيم و با وعده هاي آقاي مصطفوي – كه كسي دوست نداشت سابقه ايشان را به ياد بياورد – با همه دنيا در بيفتيم آقاي احمدي نژاد. چقدر خوب! اما فوتبال فرق مي كند آقاي احمدي نژاد. اينجا مثل اقتصاد نيست كه چند تا نمودار را جلوي مردم بگيريم و قيمت مسكن و حقوق كارمندان را به روي خودمان نياوريم آقاي احمدي نژاد. اينجا ميدان فوتبال است و همه چيز را توپي كه درون گل مي رود تعيين مي كند. عددهايي كه روي اسكوربرد نقش مي بندد و راهيابي يا حذف از جام جهاني آقاي احمدي نژاد و ما از جام جهاني حذف شده ايم آقاي احمدي نژاد. اين حذف هم زماني اتفاق نيفتاد كه داور بازي با كره جنوبي سوت يك – يك را كشيد. ما خيلي پيشتر حذف شده بوديم آقاي احمدي نژاد. ما همان روزي حذف شديم كه قرار بود افشين قطبي سرمربي تيم ملي شود ولي ناگهان اسم علي دايي اعلام شد. همه تعجب كرده بودند آقاي احمدي نژاد. اما در اين ديار تعجب كردن زياد هم تعجب برانگيز نيست آقاي احمدي نژاد! اينجا سرزمين اعجاز است، مگر نه؟ تازه ما همان وقت هم نه، شايد وقتي از جام جهاني حذف شديم كه يك ذهن زيبا تصميم گرفت نشستن سرمربي خارجي را روي نيمكت تيم ملي ممنوع كند. اعلام اين موضوع خيلي ناسيوناليستي و عوام پسند بود و لابد شما را هم خيلي خوشحال كرد آقاي احمدي نژاد. اما بايد فكر امروز را مي كرديد آقاي احمدي نژاد. امروز كه كره شمالي پس از 44 سال به جام جهاني رسيده است و ايران بزرگ و پيشرفته نرسيده است. كره اي ها هم مثل ما قدرت هسته اي هستند و لابد شما مي دانيد كه مردم فلك زده اش سر سفره چه دارند آقاي احمدي نژاد. اما آنها حالامي توانند به خود ببالند كه در جام جهاني آفريقاي جنوبي حاضر خواهند بود و شعارهايشان را باز هم فرياد خواهند زد. نه مثل ما آقاي احمدي نژاد. مي دانم كه دوست نداريد اين چيزها را بخوانيد آقاي احمدي نژاد. همانطور كه دوست نداريد اين مردم توي خيابان را ببينيد. همانطور كه دلتان نمي خواهد به آراي روز جمعه 22 خرداد فكر كنيد. اما اينها را كاري اش نمي شود كرد آقاي احمدي نژاد. حتما شما هم آن دستبندهاي سبز را روي دست علي كريمي و نكونام و مهدوي كيا و بقيه در بازي مقابل كره جنوبي ديده ايد. حتما شما هم از ديدن آن دستبندها ناخشنود شده ايد. اما كاري اش نمي شود كرد آقاي احمدي نژاد. اينها واقعيت دارد. حذف تيم ملي از جام جهاني واقعيت دارد. شما و همه مديران تان هم. راستش من خيلي فكر كردم كه اين مطلب را خطاب به چه كسي بنويسم. اما آخرش به شما رسيدم آقاي احمدي نژاد. ما خيلي غمگينيم كه به جام جهاني نرسيده ايم. اما با وجود شما و مديران تان توقع بيش از اين هم خيلي خوش خيالانه بود آقاي احمدي نژاد. مثل همه چيزها، ما در ورزش هم بايد اين طعم تلخ را بچشيم. فرقش اين است كه در سياست و اقتصاد و بقيه جاها مي شود داستان را جور ديگري تعريف كرد آقاي احمدي نژاد. اما نتايج مسابقات فوتبال، حذف از جام جهاني فوتبال، تعريف ديگري ندارد آقاي احمدي نژاد. اينجا واقعيت عريان است كه حرف مي زند و مثل امواج ماهواره نمي توان روي آن پارازيت انداخت و مثل خطوط موبايل و SMS نمي توان از كارش انداخت آقاي احمدي نژاد. هرچند كه اگر شما باز هم پاي ما مطبوعاتي ها و مافياي اقتصادي و سياه نماها را وسط بكشيد، كسي تعجب نخواهد كرد؛ ما آنقدر تعجب كرده ايم كه تعجب دان مان پاره شده است آقاي احمدي نژاد. اين را هم خطاب به شما نوشتم چراكه مخاطب ديگري سراغ نداشتم آقاي احمدي نژاد. اگرچه مي دانم كه نرسيدن به جام جهاني و همه مصائب ديگر ما، تقصير شما نيست. مي دانم كه شما به خود نيامده ايد... اما اين ملت حالااشك هايش را كجا ببرد آقاي احمدي نژاد؟ حالاكه روياي جام جهاني داشته و چيزي به دست نياورده،... آقاي احمدي نژاد! ما كه در شب تاريكيم، صبح شما به خير آقاي احمدي نژاد.

(اعتماد ملی)

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 5:55 | لینک ثابت |
 گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مرد

تفنگ پدری هست هنوز 

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی

پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله  مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

زنده باد کسی که چیز می گوید ولی دروغ نمی گوید

 

دستت رو به من بده... برای سبز کردن ایرانمون... برای تحقق بخشیدن به آرزوی کوروش کبیر، برای زنده نگه داشتن نام سعدی و حافظ، برای فرهنگمون، برای تمدنمون...

 

دستت رو به من بده، موجی درست کنیم به سبزی ایران دیروزمون برای سبز کردن ایران فردامون...

 

دستت رو به من بده برای اینکه دروغ رو از نام  ایران عزیزمون پاک کنیم... دلم برای صفت صداقت ایرانی تنگ شده... دور و بر نگاه کن! همه جا سیاه از دروغ!

 

دستت رو بده به من بده! رای تو امروز به میرحسین نیست! رای تو به صداقته...

 

رای تو به منزله آری گفتن به صداقته و نه گفتن به دروغ و تزویر!

 

دستت رو به من بده تا بریم به سمت سبز شدن... بخدا رنگ ایران سیاهی نیست...

 

دستت رو به من بده تا همه جا رو سبز کنیم...

 

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 ساعت 7:39 | لینک ثابت |
امروز خدا به كساني كه نمي‌خواستند استقلال قهرمان شود، مي‌خندد

آقا اجازه, به بزرگی خودتون ببخشید, هر چی باشه شما بزرگی و بزرگوار, بخشش هم از بزرگانه به قولِ بزرگان.

آقا اجازه ببخشید که گفته بودیم , این فوتبال پاک نیست و آدم حسابی  دیگه توش کم پیدا میشه!

ببخشید که گفتیم, این فوتبال همش نامردیه, از بسکه خنجر دیدیم دستِ نا لوطیها و بی معرفتها!

ولی ( تا وقتی نامرد هست, مرد هم هست!), آقام میگفت.



  --------------------------------------------------------------------------------------

ما که میدونستیم شما صافی و آقا منش. ولی دست خودمون که نبود. دل نگرون بودیم, از بسکه نامردی دیدیم و ناروا شنیدیم از عزیز دردونه ها..... از بسکه کوچیک مغزها, بیانیه نوشتند  و ولگردی کردند توی کوچه های کوتولگی و نانیسم!

آقا اجازه, ( گنده باقالی) یعنی چی؟.... مگه شما نگفتین این چیزا نمیاد توی امتحان ؟؟؟

آقا اجازه, ببخشید؛

بنا به عادت خیلی از بچه مدرسه ایها که روی آق معلمشون اسم میذارن, ما هم به شما میگفتیم؛(مجیدکامپیوتر)!

ولی مگه آقا منشی و صداقت, دخلی داره به نرم افزار و سخت افزار و دیجیتالیزاسیون؟؟؟!!!

آقا اجازه, امروز فقط روزِ آبیها که نبود, روز شمام بود. روز فوتبالِ پاک که نبود, روز معلم بود!

چیکار داریم که هفته ی اول اردیبهشتیم یا هفته ی دوم!.....امروز که روزِ شما بود, کلاس داشتیم...شمام خوب کلاس گذاشتی واسه جمیعِ خلق الناس!...از شاگردِ متقلب و آدم فروش , گرفته تا بچه خرخون و شاگرد تنبل و مبصرِ دوساله ی کلاس!

آقا اجازه, گروهبان قندلی که بود و چه کرد؟....اینا که نبود  توی کتاب....میشه جزوه بگید از این به بعد!!!

آقا اجازه, ببخشید که اینجوری میگیم, ولی دمِ شما گرم که گرم کردی دلمون رو دوباره به این فوتبالِ پیزوری!

(دلگرم شدیم که توی این آشفته بازار, هنوزم  آدم حسابی پیدا میشه انگار!!...کسیکه نه اهل قیل و قال باشه نه جیغ و داد, نه ناروا بنویسه و نه ناسزا, نه اهل زدو بند باشه و نه مردِ چون و چند...نه اهل بیانیه باشه و نه پایِ شب نامه....نه گذرش به ستادِ انتخاباتی بیفته و نه لابی داشته باشه با مجلسیون و سیاسیون.)

آقا اجازه, امروز فقط روز آبیها نبود, روز شمام بود!!

 

دلــتا(ایران ساکر)


« طوري بازي كنيد كه 25 سال ديگه اگر قرار بود حرفي از فوتبال پاك بزنن ، تيم ما رو مثال بزنن. بريد و حتي اجازه يك امتياز گرفتن را هم به ذوب آهن ندهيد.» مجيد جلالي انگونه اسطوره فوتبال پاك در ايران شد. در روزي كه كافي بود تا يك امتياز ، ذوب آهن را قهرمان ايران كند فردي به نام مجيد جلالي كاري كرد كه تا سالها فوتبال پاك را به نامش بشناسند. در روزي كه حتي آبي هاي تهراني هم منتظر دريافت مدالي از جنس نقره اي بودند ، فردي به نام مجيد جلالي تمام معادلات فوتبالي را به هم ريخت و به تنهايي كار يك تيم 11 نفره را انجام داد. كاري به اينكه آبي ها قهرمانند يا قرمزها نداريم. در روز فوتبال پاك ايراني ، مجيد جلالي با ادبياتي خاص ، تيمي را به ميدان مبارزه فرستاد كه در شروع بازي قهرمان شده بود. در روز فوتبال پاك تيمي به نام فولاد كه مربيگري اش بر عهده فردي به نام مجيد جلالي بود ، خود را سمبل فوتبال پاك در ايران كرد و به همين دليل است كه اعتقاد داريم قهرماني استقلال نيمي اش براي فولادي ها بود. لحظاتي پس از پايان اين ديدار ، پيامكي از يكي از دوستان ضد آبي به دستمان رسيد كه حتي خواندنش هم براي روز فوتبال پاك دلنشين و جذاب بود :« لعنت به فوتبالي كه تباني نداره !» ، از روز فوتبال پاك به شدت خوشحاليم ؛

(ایران ساکر)


خدا جای حق نشسته و قهرمان تیمی شد که حقش بود نتایج رویایی استقلال در این فصل  حسودان و بد خواهان استقلال را عذاب میداد و با هر ترفندی که بود سعی و تلاش میکردند تا مانع از قهرمانی محبوبترین تیم ایران بشوند

در تمام این ۱ سال گذشته مدام در حال حاشیه سازی برای تیم استقلال و سرمربی محبوبش بودند چون چشم نداشتند موفقیت استقلال به همراه ژنرال رو ببینند

مایلی کهن بعد از گلی که به استقلال زد در اقدامی شرم آور با صدور بیانیه ای به هواداران و مربی محبوب استقلال توهین کرد و  گل سایپا به استقلال رو پیامی به وسعت ایران دونست

آقای مایلی کهن پیام قهرمانی استقلال وسعتش تا کجا بود؟

به قول واعظ آشتیانی امروز خدا به کسانی که دوست نداشتند استقلال قهرمان بشه می خندد  

این قهرمانی مبارک همه آبی دلان سرزمین آریایی که تا آخرین لحظه هم امیدشون رو از دست ندادند و با صبوری و حمایتهای همه جانبه از کادر فنی و بازیکنان تیم مزد صبرشون رو گرفتن

این قهرمانی تقدیم به  روح پاک روزبه بهرامی هوادار متعصب استقلال که جان عزیزش رو در راه استقلال فدا کرد

هوادار بخند که امروز روز توست روز تاج گذاری استقلال  روز سر افرازی و سربلندی استقلال و استقلالی

 

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 7:13 | لینک ثابت |

جناب مایلی کهن به نظر می رسد فراافکنی و افترا به سایرین بخش ثابتی از روال نگارش شما را می سازد. نمیدانی چه ینویسی و از چه بنویسی؟ نه، می دانی خوب هم میدانی از چه بنویسی, مثل همیشه انبوهی از افراد معیوب و مغرض گرد آمده اند که دامان پاک و بی نقص آقای مایلی کهن را لکه دار و مخدوش سازند. این بیانه هم مثل مصاحبه های قبلی مملو است از برشمردن عیوب بی شمار دیگران که مایلی کهن در گوشه ای معصوم وار ایستاده و مظلوم واقع شده است! خوبست بجای اینکه دائم شعار بدهی کمی به کلام امام صادق توجه کنی که فرمود:"خوشا کسی که عیوبش او را از عیوب مردم باز دارد".



شما از چه رنجیده ای؟ از کلام تماشاگران؟ هیچ از خودت پرسیده ای چرا مایلی کهن مورد هجمه تماشاگران قرار گرفته. چرا مثلا هفته های قبل جلالی و حتی پیروانی در دربی آماج این حملات قرار نگرفت. حتما به خودت می گویی چون مایلی کهن با ریشه های فساد در فوتبال می جنگد و عده ای آنرا بر نمی تابند. اما خدا می داند آقای مایلی کهن اینطور نیست. اگر شما با فحاشی در ورزشگاهها داری مبارزه میکنی چرا وقتی همین قلعه نویی و پروین و دائی و ... درکنار فرزندانشان و برادرانشان مورد هجمه قرار می گرفتند بجای مبارزه با فحاشی مشغول مبارزه با قربانیان فحاشی بودی و آنرا دلیل تشخیص صحیح ملت اسلامی می دانستی. آنها احترام و شخصیت و پسر و نوه نداشتند؟ اینها فقط مخصوص شماست؟ چرا حالا که نوبت شما شده است دست به این مبارزه مقدس زده ای.

اگر واقعا آنطور که ادعا داری کریم هستی و مورد تهاجم لئیمان قرار گرفته ای دلیلی برای عصبانیت و پرخاش وجود ندارد چرا که: گر هنرمند از اوباش جفایی بیند تا دل خویش نیازارد و دَرهَم نشود سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست قیمت سنگ نیافزاید و زر کم نشود (دلیل سکوت معنا دار مربی و تماشاگران استقلال هم همین دو بیت بالاست.) اما خوب می دانی مشکل شما این نیست. دلیلش فقط و فقط خودخواهی و خود پرستی توست. شما عادت کرده ای مطالبات شخصی ات را پشت نقاب شخصی مصلح و خیرخواه مبارز پنهان کنی. اما به نظر نمی رسد شما از فحاشیها در ورزشگاه چندان رنجیده باشی. چرا که بار اول و دوم نیست مایلی کهن از این فحاشیها می شنود و قبلا اینقدر بر نمی آشفت. اینقدر این شعارها تکرار شده که می بینی آهنگ و قافیه خوبی هم پیدا کرده. شما بیش از همه از شنیدن مصاحبه مربی استقلال برآشفته ای و آماج حملات شما هم به سمت ایشان است و گرنه فحاشی تماشاگران را با قلعه نویی چه کار؟ مگر خود او بارها خود در آماج این فحاشیها قرار نگرفته. چطور آن موقع فحاشیها خود جوش بود و حالا امیر برنامه ریزش کرده. تو خوب می دانی امیر نقشی در سازمان دهی فحاشی نقشی نداشته و ندارد و حتی بعد از بیانه سخیف شما هم جلوی فخاشیها را گرفت. شما ناراحتی چرا امیر جواب یک ربع تهمت زدن شما را در اهواز در چند جمله داد.

چرا انتظار داری در حاشیه امنیت باشی و به همه پرخاش کنی و تهمت بزنی اما دیگران حق جواب ندارند؟ شاید انتظار داشتی به قلعه نویی تهمت بزنی و آن چند جمله کوتاه هم جوابت را هم ندهد! گفت به خدا واگذار میکنم.تورا اگر حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ بر می گردیم به پسرت. گفتی تماشاچیان چیزهای خوبی به او یاد ندادند. شما چطور, توانستی به او یاد بدهی چطور با بیانات سخیف و هجو نامه جواب فحاشی را بدهد؟ اگر فکر می کنی هنوز یاد نگرفته دست بکار شو, با چند بیانه دیگر, پسر شما اصلا مقابل تماشاچیان کم نمی آورد و فحاشی قهار خواهد شد. او هم به نوبه خود به نوه ات یاد می دهد به جای یه توپ دارم هجونامه بنویسد و به این ترتیب خانواده ات مصون خواهد شد. تو اولین کسی بودی که در ایران چنین نامه سخیفی را به مربی همکارش نوشت که اتفاقا تیمش در کوران رقابتهایی آسیا با مشکلات زیادی درگیر است. راست می گویی آقای مایلی کهن شما لیاقت مربیگری تیم ملی را نداری اما دلیلش آن نیست که نوشتی. دلیلش آنست که شما بی ادب ترین مربی تاریخ فوتبال ایران هستی و بیانه سخیفت و زشت ترین کلام سالیان فوتبال ایران را در خود جای داده است. چقدر زشت است از طرف تو که حرف از خدا و پیامبر بزنی! قرآن را بخوان نهج الباغه را بخوان ببین بی ادبانه ترین کلامهاست یا حکیمانه ترین. ادعا مسلمانی از چون تویی توهین به دین و مذهب است.

کلام آخر گفتی یارب نظر تو بر نگردد. رب دیر بازی است که نظرش از تو برگشته. از همان زمان که با مستمسک قرار دادن دین به تیم ملی رفتی تا وقتی که بازیکنان تیم ملی را متهم به قمار و منقل و وافور کردی تا وقتی که خانه همسایه ات ماهواره می بینی و در برنامه نود دروغ می بافی و اکنون که بهانه مبارزه با فحاشی تماشاگران را دستمایه تسویه حساب شخصی ات کرده ای. راستی به دایی هم تهمت زیاد زدی تازه از او معذرت خواسته ای به این زودی توبه ات شکست؟ برادر من توبه تزویر می باید شکست!! آقای مایلی کهن دوره ی زالوهای بادمجان دور قاب چین که با تهمت و هتاکی به دیگران و متهم کردن شرافتمندان خود را طرفدار اسلام و قرآن نشان دهند دیریست که طی شده و مردم نیز دیگر فریب یاوه گویی امثال تورا نمی خورند. شما کمی ! دیر رسیده ای

(ایران ساکر)

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 18:42 | لینک ثابت |


آقای کفاشیان ,تاج, شریفی و دیگر مخالفان استقلال سلامٌ علیکم.

 بسیار تعجب میکنم که برای عدم نتیجه گیری و عدم قهرمانی استقلال به هر دری میزنید.از داوریهای بچه گانه گرفته تا دامن زدن به شایعه تبانی.ولی با اینهمه ابزار قدرت متعجبم چرا آخرین تیر ترکش خود را از آستین مایلی کهن بیرون آوردید؟ او بیشتر از آنکه آبروی خود را ببرد آبروی شما را برد.شما که برای خود آبروئی نگذاشتید , حداقل به فکر آبروی ایرانی باشید. آیا فکر میکنید نامه جناب مایلی کهن را دنیا نخوانده است؟آیا دنیا با خواندن این نامه رسمی آنهم در این سطح ,تمام ایران و ایرانی را فحاش نمی انگارد؟ آیا دنیا به دنبال یافتن معنی کلمه گروهبان قندلی و شعبان بی مخ نمیگردد؟ ایرانیان در محافل ورزشی دنیا انسانهائی بدوی, وحشی و هتاک معرفی نمیشوند؟ مگر محمد مایلی کهن دارای سوء پیشینه نیست؟ مگر در بازداشتگاه به سر نبرد و دادگاه او را به عدم مصاحبه محکوم نکرد؟چرا چنین کسی را به رهبری تیم ملی گماشتید؟ مگر بقیه مربیان و تیمها مورد تعرض کلامی تماشاگران قرار نمیگیرند؟آیا دیگران هم اینگونه افسار پاره میکنند؟اگر افسار مایلی در دستان شماست که شما مقصرید.وگر نه یا افسار پاره شده اش را مجدداً در دست بگیرید یا او را برکنار کنید تا آبروی ایرانی در مجامع ورزشی نرود. فکر میکنید دنیا راجع به ورزش ایران چه می اندیشد و ایرانی را چگونه میبیند؟ آقای قاضی شاه حسینی کجائید؟ چرا به سوراخ موشی خزیده اید؟ اگر طرفدار تیم بودن نشانه نوچه گیست پس من یکی از همان نوچه ها هستم. امیر قلعه نوئی آدم کوتوله است (ای کاش قد قلعه نوئی هم به اندازه دماغ مایلی کهن بود) و لیدر هم شعبان بی مخ.مدرک گروهبان قندلی هم نداریم. ولی شما که سران فوتبال ما هستید چه دارید؟چه لقبی روی خود و سوگلی خود میگذارید؟ همه ما با هتاکی مخالفیم.به این جمله بسنده میکنیم که آقایان شاه حسینی, شریفی,کفاشیان, تاج اگر به این اقدام مایلی کهن رسیدگی نکنید او را تائید کردید و آن القاب لایق خودتان است.

گر هنرمند از اوباش جفائی بیند
خاطر خویش نیازارد و در هم نشود
 سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست
 قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود


مایلی کهن که به زور سفارش این و آن و تسبیح آب کشیدنهایش به سمت مربیگری تیم ملی منصوب شده در بیانیه ای  خطاب به امیر قلعه نویی آنچه لایق خود و اطرافیانش بوده به وی نسبت داده است.

این ادبیات آنقدرمذموم ، ناشایست و کوچه بازاری بوده که حتی خبرگزاری ایرنا به اصلاح کلیات آن پرداخته و سعی کرده با ادبیات آبرومندانه ای آن (و البته شدت  این اراجیف به شکلی بوده که حتی این اصلاح نیز نتواسنته به این ادبیات شکل مناسبی دهد) را بر خروجی خبرگزاری خود قرار داد.
اما خبرگزاری فارس طی اقدام ارزشمندی کل این به اصطلاح بیانیه را در خروجی خبری خود قرار داد تا ملت ایران بداند که چهل میلیون علاقه مند فوتبال سرنوشت تیم ملی را خود را به دست چه آدم جالبی  سپرده اند...

ایشان که اصولا در کارنامه خود جز برد کره و عربستان و سقوط چند تیم لیگ برتری به دسته اول  افتخار قابل عرضی ندارد! خود را برترین مربی تاریخ ایران می داند و با بیانیه ای سراپا توهین و افترا  شخصیتی تازه از خود برای ملت شریف ایران نمایان ساخت.

سرمربی جدید تیم ملی  سعی کرد در این بیانیه  اصطلاحات زننده ای را برای امیر قلعه نویی به عنوان نفر اول مدیریت فنی استقلال  به کارببرد و حتی لقب ورزشی وی را که لقبی مردمی است و هواداران به عنوان ژنرال به  وی ارزانی داشته اندرا زیر سوال ببرد.

 اما آقای مایلی کهن که گویی هنوز تحت تاثیر سریال مرد دو هزار چهره قرار دارند ، بهتر است بداند ؛ که این القاب  محصول چند بیانیه فکاهی نیست بلیکه این لقب محصول عشق و تلاشی است که وی به عنوان یک استقلالی و ایرانی در ابعاد مستطیل سبز و حتی خارج از آن انجام داده است.

شاید شما ندانید اما حداقل برخی از دوستان ورزشی آقای قلعه نویی  می دانند که وی چه در فوتبال و چه در خارج از آن معرفت، انسانیت وسخاوتمندی های بسیاری به خرج داده که بی شک بیان بخشی از این بزرگ منشی ها شخصیت انسان جالبی چون شما را در اذهان عمومی مشخص می نماید.

شما که به هر دلیلی اکنون برجایگاه فنی اول فوتبال ایران قرار دارید،  با این ادبیات ساده ولمپن شخصیت و جایگاه مربیگری  تیم ملی ایران را زیر سوال برده اید .

راستی می خواهید جنابعالی را از محصولات این بیانیه آگاه نمایم:

اولین نتیجه؛ از دست دادن بخش اعظمی از حامیان تیم ملی  و احتمالا  مطبوعات

دوم: بی هویت ساختن جایگاهی که به عنوان سرمربی تیم ملی بر آن تکیه زده اید.

سوم : تنزل جایگاه مربی تیم ملی  در عرصه دخلی و بین المللی

چهارم : ساختن تصویری تازه از خودتان به عنوان فردی هتاک و لمپن.

پنجم: زیر سوال بردن انتخابتان به عنوان سرمربی تیم ملی

و ....

هرچند آبی  است که ریخته و کاری است که متاسفانه انجام شده اما  باید به حال فوتبال ایران بیش از این متاسف بود که شاهد چنین سوژه های  دردناکی  است.

ختم كلام آقاي مايلي كهن شما با اين ادبيات و نگاه به ديگران نمي توانيد جايي در دل ملتي كسب كنيد كه ادبياتش در عالم زبانزد است.


نکته : شما که به هر دلیلی اکنون برجایگاه فنی اول فوتبال ایران قرار دارید،  با این ادبیات ساده ولمپن شخصیت و جایگاه مربیگری  تیم ملی ایران را زیر سوال برده اید .

(ایران ساکر)

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 ساعت 20:21 | لینک ثابت |
بازهم تیم استقلال به آخر فصل نزدیک شد و با یکی دو بدشانسی و ندانم کاری کادر فنی یکی دو بازی را در نهایت شایستگی باخت و  مساوی کرد و در یک بازی در خانه حریف بد بازی کرد و باخت تا خفاشان شبزده از تاریکی بیرون آیند و شروع به سم پراکنی و سمپاشی نمایند. یکی نیست از این آقای رامین محرم نژاد بپرسد که آیا واقعا روزی که به استقلال آمدی و آن دفاع های استقلال مثل قربانی و صادقی و .... را دیدی  از خود پرسیدی که آیا بضاعتداری با این بارفنی در این تیم  بازیکن فیکس شوی یا در رویاهای خوش زندگی می کردی و شبها خواب بایر مونیخ میدیدی؟ برادر من خود کرده را تدبیر نیست.


علاوه بر آن مگر همین خسرو حیدری سال اولی نیست که در استقلال بازی می کند چرا فیکس شده و کاندید شماره یک تیم ملی است؟
****
شما اگر بازیکن خوبی بودی چرا در حتی در تیمی مثل هما که به ته جدول چسبیده و در یک فصل 25 مربی عوض کرده فیکس بازی نمی کنی و یکی در میان روی نیمکت نشسته ای؟ اگر تو بازیکن عاقلی بودی لقمه گنده تر از دهانت بر نمیداشتی و میرفتی ذوب آهن که آن موقع تیم دهم جدول بود نه به یک تیم در کورس قهرمانی. یعنی تصور میکنی تو از بازیکنانی مثل منیعی و شکوری و کوشکی و تقی پور و سپهر حیدری و باقریها و .....بهتر بوده ای؟ آنان روی نیمکت می نشینند و در کورس با سایر رفقایشان تلاش بیشتری می کنند تا در ترکیب قرار بگیرند.
****
از آقایان زرینچه و روشن و ....می پرسم برادران گرامی الان چه وقت این مرده زنده کنی هاست. باز روزهای آخر شد و نمی توانید موفقیت استقلال را ببینید؟ شما اگر بجز بازی کردن چیز دیگری از فوتبال میدانید چرا مثل گاری  در گل مانده به هر تیمی که میروید کار مثبتی نمی توانید انجام بدهید و یک فانوس به دست آنان میدهید؟  کدام چهره مطرح را تحویل فوتبال این مملکت داده اید؟ کدام بازیکنی شاگرد شما بوده است؟ آقای نوازی شما استقلال را به چند میلیون نفروختی و هنگامیکه از صبا دک شدی دوباره با استقلال نیامدی؟ تحویلت نگرفتند؟ چه کردید؟ تیم را به رتبه عالی سیزدهم نرساندید؟ و هزاران سوال بی جواب  دیگر
****
من هوادار کاسه داغتر از آش اگر چیزی بارم است و از فوتبال چیزی میدانم چرا بجای حجازی و قلعه نویی سرپرست و سرمربی تیم نشده ام و چرا حتی یک تیم دسته دهمی هم حاضر نیست مرا بعنوان تدارکاتچی هم بپذیرد. لابد آنان یک قابلیت هایی داشته اند که مطرح شده اند. مشکل اینجاست که همه و همه دست یکدیگر داده ایم و میان این همه دشمن درست در میانه ظهر مثل خروس بی محل شروع به خواندن کرده ایم غافل از آنکه این صدای خروس نیست که در فضا طنین انداز است. این صدای اره ایست که دارد بن شاخی  که روی آن نشسته ایم و در یک قدمی رسیدن به اوج است را می برد
****
بنا براین دوستان عزیز یکبار دیگر دست هایمان را بهم گره کنیم و قفلی محکم بر دهانمان بزنیم و آن را باز نکنیم حتی اگر از شدت شوری اشک در چشمانمان نشسته باشد این آش را بخوریم و دم بر نیاریم تا دشمن شاد نشویم. این تیم در 6 هفته به رتبه نازل هفدهم رسید ولی بازگشت و در صدر قرار گرفت و حتی 5 امتیاز بالای نزدیک ترین رقیب رفت. این باخت  ها و برد ها در فوتبال حرفه ای طبیعی است.
****
 از هواداران منچستری بیاموزیم که 90 دقیقه چه تیمشان جلو باشد و چه عقب آنان تیم خود را تشویق می کنند. از همین عربها بیاموزیم که در بازی های تیمشان 90 دقیقه طبلشان را مداوم می کوبند و تیمشان را تنها نمیگذارند. امثال زرینچه ها و روشن ها و رجبی ها و .....  در تدارک سقوط استقلالند تا خود بر جای دیگران بنشینند و سودشان را ببرند.  سود من و تو ای هوادار قهرمانی استقلال و برد وسرفرازی اوست. با خروسهای بی محل  و روزنامه های سرخ منش همصدا نشویم.
****
از دوستان و عزیزان  نویسنده در سایت ها و وبلاگهای  استقلالی می خواهم که حساسیت را درک کنند و از درج مطالب آلوده و سم زده در سایت های خودشان خود داری کنند.
یه قلم دوست بزرگوار آقای سلیمانی سایت ایران ساکر
نوشته شده توسط میثم در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 16:45 | لینک ثابت |
من استقلالم. همان استقلالی که 64 سال پیش در تهران متولد شدم. و پدرم اسم مرا <تاج> گذاشت.

وقتی شیرخواره بودم پدرم مرا با دوچرخه اش میبرد و به همراه دوستانش <دوچرخه سواری> میکرد. یواش یواش بزرگتر شدم. پدرم و دوستانش تصمیم گرفتند دوچرخه ها را کنار بگذارند و به یه ورزش مفرح تازه وارد روی بیاورند:فوتبال!

این چنین شد که پای من به توپ فوتبال باز شد و آرام آرام مردم کوچه و بازار  پیر و جوان و زن و مرد دور و برم جمع شدند. مخصوصا جوانان و نوجوانانی که از رنگ آبی لذت می بردند.

یادم رفت بگویم. روزی که به دنیا آمدم مرا داخل ملحفه ای آبی پیچیدند و آبی پوشان صدایم کردند. هرجا که میرفتم پرچم های آبی به نشانه ی اظهار عشق و علاقه نمودار میشدند.

بله من استقلالم!

آهای هوادار تو میدانی که من کیستم. من از تو به تو نزدیک ترم. در سینه پر تپش تو بالا و پایین میروم. با گام های استوارت راه میروم و از گلوی تو فریاد میزنم.

آهای هوادار! هوای مرا داری؟ من خود تو هستم حالا شناختی؟

گاه کنارت می نشینم و در تنهایی ات شریک میشوم آن وقت که در گوشه ای خلوت از شکست  من گریه میکنی.

گاه در در جزر ومد اشک شوق از چشمان تو سرازیر میشوم و گاه نیز در حسرت حمایت تو میسوزم و میسازم. اما هیچگاه از تو دل نبریده ام که اگر اینگونه بود نه منی بود و نه تویی که پیوسته و زنجیروار به هم متصل شده ایم.

اما یه نکته را فراموش نکن. موفقیت و سربلندی من در گرو فریادهایی است که تحت نام شعار از زبان تو خارج میشود. آهای هوادار این روزها کمی نگرانم. نگران تو و خودم  که بعضی ها قصد فاصله انداختن بین من و تو را دارند. گاه از در دوستی وارد میشوند و گاه پنهانی.

آهای هوادار! با تو هستم. با تویی که وقتی دلت میگیرد سکه های جیبت را بیرون میریزی و فرسنگها راه را فرازو نشیب میکنی که به دیدار من بیایی تا دست من را در میدان مسابقه بگیری.

من بیشتر از هر زمان دیگری به حمایت های پرشور تو نیاز دارم.  پس این بار هم مثل همیشه  پشتیبانی ات  را از من نگیر و بگذار حضورتورا در کنار خودم حس کنم. بهانه دست دیگران نده که اینگونه بین من و تو فاصله بیندازند و غربتی که تاکنون در هیچ کجای این سرزمین پهناور حس نکرده ام را لمس کنم.

استقلال باخت اونم به ترسش ترس خود خواسته و ترسی که مربیش به جونش انداخت
این ترس استقلال رو کشت
 استقلال باخت اونم از تیمی که به برزیل اعراب شهرت داره
ما میتونستیم تو زمین این تیم امتیاز بگیریم اگر اینقدر ترسو بازی نمیکردیم
مهم نیست درسته که بازی اول رو باختیم ولی یادمون باشه که 5 بازی دیگه و 15 امتیاز ممکنه رو در پیش داریم
بازی با الجزیره فوق العاده حساس شده به خاطر اینکه این تیم هم بازی اولش رو باخته بنابر این تمام سعیش رو میکنه که از بازی تهران دست خالی بیرون نره
کار جباری خیلی بچه گانه و دور از اخلاق حرفه ای گری بود اما قلعه نوعی نباید اجازه بده تا برخوردش با جباری تیم رو به حاشیه ببره هر چی باشه اون یکی از تاثیر گذارترین بازیکنان استقلاله
من به آینده خوشبینم و مطمئنم به راحتی از گروه خودمون صعود میکنیم استقلال مرد روزهای سخته

 

نوشته شده توسط میثم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 7:45 | لینک ثابت |
گویا تیم محبوب دولتمردان همانند دربیهای اخیر , نباید از دربی واپسین نیز دست خالی بیرون می آمد و شکست خورده.

تعویض علیزاده با اکبرپور در آن شرایط , کوچکترین توجیه تاکتیکی ندارد و ربط دادن آن به مسایل فنی و تاکتیکی, یک قصه است و سیاهکاری, و حرف زدن از تاکتیک در این مورد,  ناچیز شمردن شعور فوتبالی هواداران است و شعور اجتماعیشان. لذا اگر قلعه نویی را یارای گفتن حقیقت نیست, بهتر است سکوت اختیار کند و قصه نگوید بیش از این.



  در شرایطی که استقلال مثل اکثر مسابقاتش در فصل جاری , بهترین امکان را داشت برای ضدحمله و افزایش تعداد گلهایش, ودر شرایطی که مهاجمان سرعتی بهترین مجال را داشتند برای هنرنمایی و عبور از اتوبان و چراغ سبز دفاع پرسپولیس, بناگاه ژنرال هنر نمایی میکند و دست به آن تعویض بحث برانگیز میزند.

براستی ماموریت علیزاده یِ اوت انداز و بلند قامت و تنبل , در جاییکه استقلال فضای ضدحمله دارد و نیاز به سرعت, چه میتوانست باشد؟!

آیا آن خطای هندِ مضحک که حتی از بازیکنان زمین خاکی نیز سر نمیزند, جای بحث و تردید و سوءِظن ندارد؟

شکی نیست که ورود علیزاده به جای اکبرپور در آن شرایط مسابقه, با برنامه های تاکتیکی استقلال در این فصل همخوانی ندارد. اینک سوالِ آزار دهنده اینست که ؛ آیا علیزاده در آن شرایط به بازی آمد تا تیم سابقش را ازشکست برهاند و دل آقایان را بدست آورد؟ یا به بازی آمد که مثلا" در دقیقه ی 90 اوت بیندازد؟!

اکنون هوادار استقلال از قلعه نویی و مدیریت تیم محبوبش دل چرکین است و طلبکار.

قهرمانی لیگ برتر و حتی قهرمانی آسیا نیز نمیتواند این خاطره را از ذهن هوادار استقلال بزداید.

گردانندگان استقلال تن به تساوی دادندو با یک مصلحت اندیشی ناپاک, به شکستن دل هوادارانشان رضایت دادند تا دل (دیگران) را بدست آورند و محبتشان را.

همان (دیگران) که قهرمانی ِ بحث برانگیز فصل پیش را رقم زدند و این نظریه را مطرح کردند که ( با موفقیت پرسپولیس, دلِ مردم هم شاد میشود!!!!).

( ایران ساکر دلتا)


 وقتی اظهارات مربیان و بازیکنان تیم پیروزی رو بعد از دربی خوندم و شنیدم ناخود آگاه یا د ضرب المثل معروف (آّب که سر بالا بره غورباقه ابو عطا میخونه ) افتادم

ما با این تساوی مصلحتی چیز زیادی رو از دست ندادیم من فقط نگران این بودم که نکنه ذوب آهن که نزدیکترین تعقیب کننده ماست جلو سایپا بازی رو ببره که خدا رو شکر باخت باخت ذوب آهن باعث شد فاصلومن با این تیم به 6 امتیاز برسه

در واقع لنگی ها که همه امیدشون به این بود تا بتونند به خیال خودشون با شکست دادن استقلال فاصله 9 امتیازیشون رو با ما کمتر کنند با گل زیبای زیدان آسیا تو خماری موندن و برای چهارمین بار پیاپی در طول این دو فصل با فشار سیاسیون بر مسئولین استقلال به دست خود استقلالیها به گل مساوی رسیدن گل زیبا و تاکتیکی استقلال و موقعیتهای مناسبی که اگر هر کدوم اونها گل میشد (البته با مصلحت اندیشی مصلحت اندیشان سیاسی نباید گل میشد) نشون میدا د که استقلال هیچ مشکلی از نظر فنی برای برتری در این دیدار نداشت و تنها دلیل این تساوی فقط و فقط سیاست آقایون بود که با دستهای علیزاده این سناریو به بهترین نحو ممکن اجرا شد

امیر قلعه نوعی در مصاحبه قبل از بازی گفته بود امیدوارم که هیچ فشاری برای تساوی دربی نباشد اما نشست مشترک مسئولان دو تیم و رئیس فدراسون فوتبال در محل کمیته انضباطی که به قول خودشان جنبه توجیهی داشت تا کاری نکنند تماشاگران تحریک بشند برای تعیین نتیجه بازی بود نه چیز دیگر

 لنگی ها هم بهتره مثل سال قبل با همون سپاهان بجنگن تا حد اقل بتونن تو لیگ سوم شن که البته تنهایی عرضه همچین کاری رو ندارن اما تا جیب پر پول عمو هدی(هدایتی) و کمیته انضباطی و کمک های سازمان تربیت بدنی هست میتونه خیالشون راحت باشه که  در مقابل سپاهان تنها نیستن

خوشحالم که استقلال اینقدر قدرتمند شده که هواداران رقیب برای تساوی مقابل این تیم سر از پا نمیشناسند و مسئولین پیروزی به خاطر کسب نتیجه مساوی برای بازیکنانشون پاداش در نظر میگیرند

خوب خوشحالی هم داره کم نیست گرفتن ۱ امتیاز از بهترین تیم تاریخ لیگ باشگاهی ایران تاج کبیر آسیا

 

 

نوشته شده توسط میثم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 20:29 | لینک ثابت |
استقلال برد وهمانند بازي هاي پيشين  قلع و قمع كرد ، اين برد در حالي رقم خورد كه اكثر رسانه ها با توجه به در پيش بودن بازي دربي نوع  بازي با راه آهن را بازي محتاطانه و سرد پيش بيني كرده بودند ، البته اين پيش بيني تا حدي معقولانه به نظر مي رسيد، اما امير قلعه نويي به رغم درك حساسيت دربي نمي خواست به هيچوجه ...

روح جنگند گي را از تيم 60 گله اش بگيرد.
ژنرال مي داند دميدن روح سكون در تيمي كه هرچه مي گذرد ، بهتر و روانتر بازي مي كند چون سمي است كه مي تواند مجموعه اش را از پاي درآورد.
اميرخان با تاكيد بر عدم غرور بيجا  به بازيكنانش اين موضوع را تفهيم كرده كه فدا كردن سه امتياز يا دو امتياز براي بازي با تيم قرمزها اشتباهي بزرگ خواهد بود كه تنها استقلال را از هدفي كه به دنبال آن است دور ميكند.
و البته با همه حساسيتي كه بازي دربي دارد بايد بدانيم كه اين بازي هم سه امتياز دارد و اگر استقلال مي خواست با غير اين تفكر به بازي با راه آهن فكر ميكرد ممكن بود اشتباه بزرگي مرتكب شود. 
چه بسابا توجه به حساسيت دربي استقلال به حداقل اميتاز از بازي دربي دست مي يافت و اگر استقلال كج دار  و مريض يا محتاطانه رفتار ميكرد چه بسا 4 امتياز از دست ميداد.
استقلال هم اكنون به تيمي مبدل شده كه هيجان و شور خاصي در آن موج ميزند ، سربازاني كه همانند گرگهايي گرسنه لحظه اي از پاي نمي ايستند و با تمام توان حريف را به زانو در مي آورند.در اين تيم  بازي دفاعي معنايي ندارد؛ و به نوعي دفاع يعني حمله آنهم با سه مهاجم.
اين استقلال است، تاج هميشه سرور ، تيمي كه اين روزها بدون حاشيه و با تمام وجود از نام و عنوان آسيايي اش دفاع مي كند، و به كوري همه بدخواهان و دشمنانش ، حريفان را چون برگهاي خزان زير گامهاي قدرتنمندش له مي كند.
ياوري، به حرف درستي در مورد استقلال اشاره كرده است هيچ طوفان وسيلي نمي تواند جلوي اين استقلال را بگيرد ، تيمي كه  حتي نيمكتش آنقدر آماده است كه زماني كه به زمين مي آيد فورا به چشم مي آيد و آدم حيفش مي آيد كه نمي توان از اين ذخيره هاي قوي وآماده بهره برد.
به راستي فكر كرده ايد اميرخان چگونه به اين مجموعه انگيزه ميدهد، چگونه است كه بازيكنانش هميشه روي فرم و آماده هستند ، بي شك اين سوال را بايد در نوع مديريتي دانست كه قلعه نويي اعمال ميكند.
هم اكنون نيز به استعانت از نيروي خداوند متعال و تلاش بازيكنان با غيرت استقلال ، انتظار ميرود كه اين اشتهاي زياد در بازي دربي نيز نمايان شود و استقلال بتواند با شكست تيم قرمز راه قهرماني را بيش از پيش هموار سازد. انشاء ا...
(ایران ساکر)
نوشته شده توسط میثم در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 5:19 | لینک ثابت |
با تبریك این پیروزی غرور انگیز تیتر بالا رو با اجازه مسئولین روزنامه نود برداشتم چون خیلی به دلم نشست واقعا این استقلال مثل هیولا همه تیمها رو میبلعه و براش بازی بیرون و درون خانه فرقی نمیکنه این استقلال دوست داشتنی که باعث غرور همه آبی دلان شده حاصل زحمات ژنرال ارتش آبی و بازی های متعصبانه بازیکنانشه

بازی استقلال برق شیراز نكات زیادی را داشت كه بد نیست مرور شود

اول اینكه استقلال قهرمانانه بازی كرد و الحق و الانصاف مزد برتری خودش را هم حتی با آن پنالتی مشكوك گرفت.

گذشته از خطای محرز هند مدافع شیرازی در نیمه نخست، استقلال درمیان بهت و حیرت بینندگان كه بازی و دوندگی بسیار مشكوك بازیكنان تیم برق (خداكند كه اشتباه كنم) را در مقابل داشتند و گزارشگری تلویزیون ملی ایران كه اعصاب همه ما را بهم می ریخت را می دیدیم باید از كنار خیلی چیزها بگذریم و برویم سر اصل موضوع

استقلال هماهنگ و مصمم بازی كرد. اگر در نیمه نخست آن پنالتی هم اعلام می شد هم آرش برهانی در صدر گلزنان آمار خوشگل تری داشت و هم شمار گلهای زده اس اس بالا می رفت.

به هر حال با آن پنالتی غیرقابل توجیه استقلال گل خورد اما باور كنیم كه جمع شدن حاشیه ها از تیم یك تیم هجومی ساخته بود امیر خان قلعه فقط تذكر داده بود كه به جدول رقابتها بچه ها توجه نداشته باشند و این نكته مثبت كادر مربی گری به نظرم رسید.

غیر از حسین كاظمی و سیاووش اكبرپور که عالی کار کردند بقیه خوب كار كردند و  به همشون دست مریزاد می گم

خوب قرمزها هم این بار بدون استفاده از نور لیزر و بدون سر دادن شعار فلانی حیا کن تیم مارو رها کن برای چندمین بازی در طول این فصل با گرفتن پنالتی از سوی کمک داور مسابقه تونستن یه برد خفیف به دست بیارن و به خیال خودشون از بحران خارج بشن

وقتی به عملکرد کمک داور بازی های فولاد در برابر سرخابیها نگاه میکنیم به مسئله جالبی بر میخوریم

کمک داور بازی استقلال در برابر فولاد گل سالم ما رو بدون دلیل و شایدم به احتمال زیاد از روی عمد مردود اعلام کرد همون گل سالم ابراهیم تقی پور منظورمه

اما کمک داور مسابقه پرسپولیس  برابر فولاد به جای داور وسط تصمیم مهمی مبنی بر اعلام ضربه پنالتی به سود قرمزها میگره و با این تصمیمش سرنوشت بازیی رو که میتونست دوباره پرسپولیس رو بیش از پیش وارد بحران کنه رو عوض میکنه

نمیدونم این کمک داورها در بازی های حساسی مثل بازی استقلال برابر سپاهان هم در دور رفت و هم در دور برگشت کجا تشریف دارن که پنالتی واضح رو مهاجمان استقلال رو اعلام نمیکنند

در بازی برابر همین پرسپولیس  پنالتی واضح روی برهانی رو اعلام نمیکنند اما برای پرسپولیس همه سعی خودشون رو برای موفقیت مقطعی این تیم انجام میدن

نمیدونم آخرین باری که داورها بر علیه پرسپولیس اعلام پنالتی کردن کی بوده هر کس میدونه به ما هم بگه تا ما هم بدونیم

امروز در بازی برابر برق شیراز هم پنالتی واضح استقلال گرفته نشد اما داور یه برخورد ساده در محوطه جریمه رو پنالتی اعلام میکنه به سود برق

هر چند ما مثل پرسپولیس اینقدر بد بخت نیستیم که برای نتیجه گیری متوسل به پنالتی بشیم و اگر از روی عمد یا ناخواسته گرفته نشد زمین و زمان رو به هم بدوزیم و با پشتیبانی صدا و سیما و مسئولان سیاسی و ورزشی هر بلایی خواستیم بر سر داور بیچاره بیاریم

به امید موفقیت در بازی برابر صبا باتری و به امید قهرمانی در پایان فصل

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 7:32 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar