تبليغاتX
تاج کبیر آسیا

تاج کبیر آسیا

پرسپولیس بنایی زمینی است و از بین می رود . اما استقلال هدفی بزرگ است که تا ابد باقی می ماند

هتريك

استقلال برد خوب هم برد خیلی چسبید این بازی اساسی حال كردیم هواداران تيم محبوب حكومتي(پيروزي) خیلی به این بازی امیدوار بودن اما در عمل و با داوری هم نتونستن از پس استقلال بر بیان نمیدونم  داور  اون پنالتی رو از كجاش در اورد حالا بماند كه كمك داور یه موقعیت تك به تك مجیدی رو بی مورد افساید اعلام كرد یا شایدم با منظور این كارو كرد
و این هم بماند كه اگر همون موقعیت تك به تك مجیدی رو كه آفساید اعلام شد گیرتيم محبوب حكومتي(پيروزي) میومد و داور میگرفت تمام روزنامه ها و برنامه های رادیو تلویزیون و طرفداراش میگفتن آی ملت تيم محبوب حكومت(پيروزي)  خیلی غریبه موقعیت طلایی گل مارو داور آفساید اعلام كرد
و این هم بماند كه دو بازیكن تيم محبوب حكومت(پيروزي)  باید اخراج میشدند كه نشدند
شانس هم از در ودیوار براي  تيم محبوب حكومت(پيروزي) میومد وگرنه خوردن 4 تا گل كمترین تعداد گلی بود كه  لنگ رو سوراخ میكرد
داور رو تيم محبوب حكومت(پيروزي) خودشون انتخاب كردن ولی اینقدر تابلو داور كرد این تركی احمق كه دیگه نمیدونست چطوری باید به لنگی جماعت حال بده

هواداران تيم محبوب حكومت(پيروزي) الان چند وقتيه كه از روي حسادت شروع كردن به مقايسه كريمي از رده خارج شده با كاپيتان فرهاد نميدونم اينها پيش خودشون چي فكر كردن مجيدي ما كجا و هري پاتر قلابي كجا؟

تاثیر عملکرد مجیدی بر تیم استقلال این تیم را تا هفته هفتم  به صدر جدول  آورده و تاثیر عملکرد کریمی لنگ را تا رده 16 جدول به پايين كشيده
دنبال فرهاد ۱۱ تا قرمز بودن تا مهارش كنند اما باز هم فرهاد سوراخشون كرد   اما واسه مهار كریمی فقط یه مدافع كافی بود اون هم مدافعي همچون ميثم حسيني كه اجازه نفس كشيدن به كريمي نداد
هر چه به زمان پایان بازی نزدیك ميشديم  فرهاد مجیدی خوش نفستر و سر حالتر میشه اما كریمی دقیقه 50 به بعد به نفس نفس زدن افتاد يا بهتره بگم در زمين محو شد
كریمی یه زمانی خوب بود اما الان فقط واسه لنگ خوبه ولی فرهاد مجیدی همین الان كاندید بهترین بازیكن آسیاست
كریمی كجا و بهترین بازیكن حال حاظر ایران و آسیا مجيدي كجا
یادم رفته بود رده ۱۳ و ۱۷ جدول کل کل نداره لنگ یه زمانی رقیب ما بود
جاسم كرار بعد از جباري ميتونه ستاره بازي دربي لقب بگيره تاثير اين بازيكن در دربي به قدري چشمگير بود كه بازيكنان لنگ در اواخر بازي با حركات غير ورزشي سعي در عصبي كردن اين بازيكن بودن حركات غير ورزشي بازيكنان لنگ بايد با كارت قرمز داور مواجه ميشد اما داور برگزيده لنگيها خوش خدمتي رو در اين بازي در حق تيم محبوب حكومت(پيروزي) به حد كمال رسوند

از جباري چي بگم كه ستاره بي چون چراي فوتبال ايرانه بودن اون در زمين بزرگترين نعمت براي استقلال و تيم ملي ميتونه باشه يك جباري آماده و سرحال ميتونه برد رو براي هر تيمي تضمين كنه به قول يكي از نشريات جباري نگو ژاوي بگو

مظلومي در استقلال با اين هتريك جاودانه شد اون با اين برد محبوبيت زيادي رو به دست آورد و به قول خودش اگر زماني هم مربي استقلال نبود براي دربي اونو بيارن تا تيم محبوب حكومت(پيروزي) رو ببره

آقاي مظلومي شكست لنگ براي ما هواداران ديگه عادي شده ازت ممنونيم الان فقط قهرماني در ليگ برتر رو ميخواييم لطفا قول ابتداي فصل يادتون نره گفتين محكم بنويسيد قول قهرماني ميدهم منتظريم پرويز دوبله سوبله

لنگ و كي كرده لوله    پرويز دوبله سوبله


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 20:35  توسط میثم  | 

تذکرة الرجال

آن جناب ژنرال، آن صاحب گرین کارت فدرال، آن گیرندة معرکه، آن معدن قوه مدرکه، آن در اَرِنج تیم نابغه، آن در

دادن فحش پُر سابقه، آن در آسیا افتخار آفرین، آن صاحب ویلا در بهشت برین، آن نشسته بر تخت روان، آن صاحب

افتخارات فراوان، آن معرّف ناصر حجازی!!!، آنکه از خویش بود بسیار راضی!، آن دشمن یلّلی تلّلی!!، آن سر مربی

پیشین تیم ملّی، آن فخر اصحاب کُوچینگ!!، آن قبله مشت زنان در رینگ!، آن دارندة هجده جام قهرمانی!، آن

صاحب بینی گنده با ابروی کمانی!!، آن زننده تیر بر سایة مایلی کهن!!، آن مروج متلک در میان سخن!، آن آ سِر

فرگوسن پارسی!!، آن قطب آنالیز و تاکتیکشناسی!، آن بازیکن راه آهن و شاهین و السّد، آنکه میداد به خود از

بیست، هفتصد!!!، آن شیفته ی حرّافی و گزافه گویی، مولانا امیر خان قلعه نویی!


عاشق داد و بیداد بود و اهل نازی آباد بود و جامع جمله اضداد بود و از کرده خویش دل شاد بود!!!!

از او کرامات و عجایب بسیار نقل است. بدان حد که از کسی چنان نقل نیست که او را هست. در اقوال و افواه تذکره نویسان آمده است در هنگام تولّد، از بس که کوچک بود او را به ارده شیره بستند و تقویت نمودند، پس او را اردشیر نام نهادند! لیک بعدها مقامش چنان رفیع گشت که جز امیر و ژنرال و پرِزیدنت لایقش نبودی!


از کرامات او آنکه جمیع جمله اضداد بود. چنانکه میگفت: «من عاشق ایرانم» و گفت: «ما ایرانیها اجنبی پرستیم!» و خود پاسپورت آمریقایی!!! داشت و میفرمود: «افتخار میکنم بچه جنوب شهر هستم!» و خانه اش در بالاهای شهر بود! پس بسیار مذهبی بود و مُحرمها عزاداری، فراوان میکرد و بسیار ذکر میگفت، لیک ذکرش دشنام به این و آن بود.


نقل است در کارش بسیار دقیق بود. از مناقب شیخ چنین به ما رسیده است که، او را گفتند: «چند درصد محتمل است سهمیهٔ آسیا را کسب کنید؟» پس فرمود: «من خط کش ندارم درصد بگیرم!!!»

گفته اند در کار خود اهداف رفیع انتخاب مینمود. چنانکه نقل است فرمود: «یکی از اهداف من این بود که سپاهان را فرا استانی کنم! سپاهان بین المللی بود!!! ولی بیرون استان تماشاچی نداشت!!!» و نقل است باشگاه سیمان سپاهان با حضور او صاحب در آمد میلیونی شد، لیک عذر او خواستند و او را با بیمهری از خویش راندند.

یکی از چاکران حلقه به گوش و خبرنگار ساکت کن!!! مدیران سپاهان را پرسید که: «شیخ ما باشگاه را به در آمد میلیونی رساند، پس این قدر ناشناسی را سبب چیست؟» هیات مدیره او را گفت: «از آنکه قبل از او درآمدمان میلیاردی بود!!! و تیممان بین المللی، وحال عایدیمان میلیونی است و تیممان استانی!!!»

نقل است به کشاورزی بسیار علاقه داشت. چنانکه از شدت علاقه به فلاحت، دعوت تراختور سازی تبریز را لبیک گفتی و به آنجا رفتی!!! پس هم وطنان آذری زبان از حضور او بسیار به شعف آمدند و یک صدا خواندند: «نَه بالین ایستیرَم، نه بَلاسینی چَکیرَم!!!»(به مفهوم مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان!!!) یعنی:
«امیر قلعه نویی امید شهر مایی!!!
امیر خان تند و تیز!!! خوش آمدی به تبریز»

نقل است بنزی خرید چند ده میلیونی و از داشتن آن بسیار مشعوف بود. پس به فراست خواست که آن را بیمة بدنه کند؛ به این مقصود پیش مریدی رفت و آن را بیمه نمود. در آخر کار، مرید شیخ را گفت: «انشاء الله به سلامتی هیچوقت از بیمه اتان استفاده نکنید!» پس در شیخ تغیّری پیش آمد و دیده در هم کشید و با ناسزا مرید را گفت: «مردکِ ژنرال نشناس!!!، ایشالا تو هم از این پول خیر نبینی!!!»

نقل است به غایت فردی صادق بود و هیچ کس از او سخن کذب نشنیده بود. در این احوال مولانا عادل فردوسیپور – که صد باد نودش- مولانا را پرسید: «آیا درست است که شما جواد کاظمیان را به باد دشنام گرفتید؟ و هرچه از بد و بیراه بود، نثارش کردید؟!» پس شیخنا فرمود: «آری! فحش دادم!! اگر باز هم پیش بیاید فحش میدم!!! توقع دارید به دروغ بگویم که فحش نمیدهم!!!» پس از شدّت صدقِ مولانا، عادلنا چشمش سیاهی بدید و پروژکتور برنامه اش ترکید و امیرنا از گفته خود بسیار خندید!!!!»

سايت فردا




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 7:1  توسط میثم  | 

روزي كه بهترين دروازه‌بان جهان فقط دست ناصر حجازي را فشرد

چهل روز از خاموشي ناصر حجازي، بهترين دروازه‌بان تاريخ فوتبال ايران مي‌گذرد. او بازيكني بود كه با شيوه‌ي بازي خود، درك فوتبال‌دوستان ايراني را از پست دروازه‌باني دگرگون ساخت و بر نسلي از دروازه‌بانان پس ازخود تاثير گذاشت.

گوردون بنكس (سمت راست) در وازه بان اسطوره اي انگليس و ناصر حجازي

در دهه‌ي چهل خورشيدي، پست دروازه‌باني در تيم ملي فوتبال ايران، با نام عزيز اصلي پيوند خورده و در انحصار او بود. دوره‌ي اوج عزيز اصلي زماني بود كه با تيم ملي ايران در مسابقات جام ملت‌هاي آسيا در سال ۱۳۴۷ خورشيدي به مقام قهرماني رسيد و پرچم فوتبال ايران بر بام قاره‌ي پهناور آسيا به اهتزار درآمد.

«عزيز اصل‌كاري»

عزيز اصلي دروازه‌باني بود كه ايرانيان را مجذوب و مسحور بازي خود مي‌ساخت. او كه افزون بر بازي فوتبال از قهرمانان كشتي كچ بود، چونان گربه‌اي چالاك به نظر مي‌رسيد. شيرجه‌ها و پرش‌هاي تماشايي عزيز اصلي و حركات آكروباتيك او تماشاگران را غرق شگفتي و شادي مي‌كرد.

در آن زمان براي فوتبال‌دوستان ايراني حتا تصور اين موضوع دشوار بود كه درون دروازه‌ي تيم ملي فوتبال ايران، بازيكني غير از عزيز اصلي جاي گيرد. به همين دليل، فوتبال‌دوستان ايراني، او را «عزيز اصل‌كاري» مي‌ناميدند.

معناي اين لقب آن بود كه عزيز اصلي، مهم‌ترين مهره در تركيب تيم ملي فوتبال ايران است و شايد براي هر بازيكني، جانشيني شايسته قابل تصور باشد، ولي غيبت عزيز اصلي جبران‌ناپذير است. آري، در تيم ملي ايران در آن زمان، «اصل‌كاري» فقط عزيز اصلي بود.

عقاب در افق ظاهر مي‌شود

از اواخر دهه‌ي ۴۰ و اوايل دهه‌ي ۵۰ خورشيدي اما، آرام و خاموش دروازه‌باني در افق فوتبال ايران ظاهر مي‌شد و پيكر گرفت كه از سنخ ديگر و در اندازه‌هايي تا آن‌زمان ناشناخته بود. تماشاگران فوتبال در چارچوب دروازه‌ي تيم تاج تهران (استقلال كنوني) جوان باريك، بلند و خوش‌سيمايي را مي‌ديدند كه شيوه‌ي بازي غوغابرانگيزي چون عزيز اصلي و ديگر دروازه‌بانان آن‌روزي فوتبال ايران نداشت و اهل شيرجه‌هاي تماشايي و پرش‌هاي محيرالعقول نبود. ولي اين جوان، دو ويژگي حيرت‌انگيز داشت: نخست اين‌كه تقريبا هميشه در جايي ايستاده بود كه توپ فرود مي‌آمد و دوم اين‌كه دستانش چون آهن‌ربا توپ را جذب مي‌كرد.

اين جوان كسي جز ناصر حجازي نبود. او به مرور زمان پخته‌تر و با تجربه‌تر مي‌شد. از اوايل دهه‌ي پنجاه  به‌رغم حضور دروازه‌بانان تيزچنگي چون بهرام مودت، فرامرز ظلي، كيوان نيك‌نفس و منصور رشيدي در رقابت‌هاي فوتبال ايران، ناصر حجازي چون الماسي در درون دروازه مي‌درخشيد. او از همه‌ي دروازه‌بانان هم عصر خود و نيز همه‌ي دروازه‌باناني كه فوتبال ايران تا آن‌زمان به خود ديده بود، از نظر كيفيت يك سروگردن بالاتر بود.

حجازي از پست دروازه‌باني در ايران تعبيري نوين به دست ‌داد. او از سنخ دروازه‌باناني بود كه از قدرت فكر و احساس خود، بيش از توانايي‌هاي جسمي‌اش سود مي‌برد. با ناصر حجازي، انقلابي در درون دروازه‌‌ي فوتبال در ايران ايجاد شد. فوتبال‌دوستان ايراني از او آموختند كه دروازه‌باني چيزي فراتر از شيرجه‌هاي تماشايي و پرش‌هاي آكروباتيك است.

زمينه‌هاي انقلاب در درون دروازه

در دهه‌ي ۶۰ ميلادي، دو دروازه‌بان بزرگ در سطح جهان، درك از پست سنگرباني در زمين فوتبال را كاملا مدرنيزه و انقلابي كردند و به غناي فرهنگ فوتبال افزودند. اين دو به ترتيب، لئو ياشين، دروازه‌بان تيم ملي شوروي و گوردن بنكس، دروازه‌بان تيم ملي انگلستان بودند. ياشين در سال ۱۹۶۰ با تيم ملي شوروي به مقام قهرماني اروپا رسيده بود و بنكس در سال ۱۹۶۶با تيم ملي انگلستان به مقام قهرماني جهان.

اين دو بازيكن نامدار كه در فهرست فيفا براي برترين دروازه‌بانان قرن بيستم، به ترتيب در جايگاه‌هاي اول و دوم جاي دارند، تفسير نويني از پست دروازه‌باني در فوتبال ارائه دادند. تا آن زمان، ميدان عمل و واكنش دروازه‌بانان فوتبال، دامنه‌ي محدودي داشت. دروازه‌بانان خوب كساني بودند كه دو عامل تكنيك و قدرت بدني را به نحوي مطلوب با هم تلفيق مي‌كردند. ويژگي‌هايي چون قدرت پرش و سرعت و پويايي، در همراهي با توانايي گرفتن توپ، پرتاب‌هاي بلند با دست و شوت‌هاي نيرومند و واكنش‌هاي سريع در موقعيت‌هاي تك به تك، مختصات يك دروازه‌بان خوب كلاسيك را ترسيم مي‌كردند.

ياشين و بنكس، سه عامل ديگر را نيز به مختصات يادشده افزودند: عوامل رواني، تاكتيكي و هماهنگ‌كننده. از آن پس، دروازه‌بان مدرن بازيكني بود كه از فكر خود به اندازه‌ي جسم خود و از پاهاي خود به اندازه‌ي دستانش سود مي‌برد. او به بازيكني همپيوند با مجموعه‌ي تيم تبديل و در يكپارچگي آن ادغام مي‌شد. ناصر حجازي در زمره ‌بازيكناني بود كه از همه‌ي مختصات يك دروازه‌بان مدرن برخوردار بود و اين ويژگي‌ها را با خود وارد فوتبال بومي ما ساخت.

دروازه‌باني بالفطره

زماني كه حجازي اندك اندك اوج مي‌گرفت و به دروازه‌باني در اندازه‌هاي جهاني فرامي‌روييد، هنوز وضعيت وسايل ارتباط جمعي و بويژه تلويزيون به گونه‌اي نبود كه بشود انتظار داشت، او از راه دور و از طريق بصري، شگردهاي دروازه‌باني مدرن را از بزرگاني چون ياشين و بنكس آموخته است. دانش و سطح فوتبال در ايران نيز اساسا به گونه‌اي نبود كه بتوان گفت حجازي از تمرين‌ها و آموزش‌هاي ويژه‌ي دروازه‌باني مدرن برخوردار بوده است.

بر اين پايه با قطعيت مي‌توان گفت كه توانايي‌ها و مهارت‌هاي اعجاب‌آور ناصر حجازي در درون دروازه، بيش و پيش از آن‌كه ناشي از آموزش‌هاي درست دروازه‌باني بوده باشد، برخاسته از استعداد فطري او بود. به ديگر سخن، حجازي ذاتا براي دروازه‌باني فوتبال ساخته شده بود.

حجازي پرش‌هاي خوب و به موقع در محوطه‌ي جريمه را با قدرت عجيب ربايش توپ در هوا تلفيق مي‌كرد. دستان او قدرت چسبندگي حيرت‌آوري داشت. جاگيري او در درون دروازه، غالبا باعث شگفتي همگان مي‌شد؛ گويي حجازي بو مي‌كشيد كه توپ در لحظه‌ي بعدي به كدام گوشه‌ي دروازه پرواز مي‌كند. صحنه‌هايي وجود داشت كه تماشاگران و بازيكنان تيم مقابل فرياد شادي براي گل سرمي‌دادند، ولي در همان لحظه و با كمال تعجب، توپ را در آغوش حجازي مي‌ديدند.

حجازي عناصري را وارد بازي سنگربانان كرد كه پيش از او سابقه نداشت. او پس از مهار توپ، به سرعت واكنش نشان مي‌داد. پرتاب‌هاي بلند او فكرشده بود و به تيم خودي سمت و سو و به بازي آن گشايش مي‌داد. به اين ترتيب مي‌توان گفت كه با ناصر حجازي، جهت و ضرباهنگ ضدحمله‌ي تيم خودي از طريق دروازه‌بان تعيين مي‌شد.

حجازي ديدي عالي و تمركزي فوق‌العاده داشت و روند بازي و حملات تيم مقابل را به دقت در نظر مي‌گرفت. او با قامتي بلند و دست و پاهايي كشيده، از هاله‌اي برخوردار بود كه به تيم خودي آرامش مي‌بخشيد. هنگامي كه توپ در اختيار دفاع تيم خودي بود، حجازي در محوطه ي جريمه همواره در جنبش بود تا خود را در موقعيتي قرار دهد كه امكان ردو بدل كردن توپ ميان او و مدافعان تيم خودي را تضمين كند.

او بازيكني هوشمند و خردگرا بود. او نشان مي‌داد كه فوتبال را مي‌انديشد و بيش از جسم، با ذهن خود آن را بازي مي‌كند. ناصر حجازي همه‌ي انتظاراتي را كه از يك دروازه‌بان مدرن در اندازه‌هاي جهاني وجود داشت برمي‌آورد: تكنيك و تاكتيك خوب، توانايي فيزيكي و رواني و نقش هماهنگ‌كننده براي كار تيمي.

گوردن بنكس در تهران

پيش‌تر از گوردن بنكس، دروازه‌بان اسطوره‌اي تيم ملي انگلستان، به عنوان يكي از دو بازيكن بزرگي ياد كرديم كه با شيوه‌ي بازي خود، پست دروازه‌باني فوتبال را مدرنيزه و انقلابي كردند. شيوه‌اي كه بعدها يكي از رهروان راستين آن ناصر حجازي بود. عجيب اين كه اين دو دروازه‌بان بزرگ، يك بار در مسابقه‌اي در تهران، وظيفه‌ي محافظت از دروازه‌ي دو تيمي را برعهده داشتند كه در برابر هم صف‌آرايي كرده بودند.

در ارديبهشت سال ۱۳۵۲ تيم استوك‌سيتي انگلستان كه در آن زمان گوردن بنكس دروازه‌بان و جف هرست گلزن نامدار جام جهاني ۱۹۶۶ مهاجم آن بود، براي برگزاري يك بازي دوستانه به تهران دعوت شد. در آن زمان رسم بود كه ملي‌پوشان ايران در ديدارهاي دوستانه در مقابل تيم‌هاي باشگاهي اروپا، به عنوان «تيم منتخب تهران» پاي به ميدان مي‌گذاشتند.

در آن سال، ناصر حجازي دروازه‌بان شماره‌ي يك ايران و در اوج قدرت بود. در سوي ديگر گوردن بنكس به روزهاي وداع خود از فوتبال نزديك مي‌شد. ياشين همتاي روسي او مدت‌ها بود كفش‌ها را به ديوار آويخته بود و بنكس پرآوازه‌ترين دروازه‌بان فعال جهان به‌شمار مي‌رفت.

بنكس حدودا يك سال پيش از سفر به تهران، به گونه‌اي معجزه‌آسا از يك تصادف وحشتناك اتومبيل در انگلستان جان به در برده بود. او از مرگ رسته بود ولي در آن حادثه قدرت بينايي يكي از چشمان خود را از دست داده بود.

با اين همه، بنكس از چنان آوازه‌اي در جهان برخوردار بود كه مقامات ايران تاكيد كرده بودند او بايد حتما همراه تيم استوك‌سيتي باشد و درون دروازه‌ي اين تيم قرار گيرد. در يك بعداز ظهر بهاري دلچسب و آفتابي، ورزشگاه امجديه (شيرودي كنوني) لبريز از تماشاگر بود. نخست تيم منتخب تهران كه ناصر حجازي دروازه‌بان آن بود وارد ورزشگاه شد و در ميان تشويق تماشاگران در ميدان صف كشيد. پس از آن تيم استوك‌سيتي وارد ميدان شد. تماشاگران براي بنكس ابراز احساسات كردند.

هنگامي كه تيم استوك‌سيتي از كنار تيم ملي ايران عبور مي كرد، گوردن بنكس از صف اين تيم جدا شد و مستقيم به سوي ناصر حجازي رفت و به گرمي دست او را فشرد. ورزشگاه يكپارچه شور و احساسات شد. معلوم نيست اين حركت گوردن بنكس، به دليل آوازه‌ي حجازي به عنوان برترين دروازه‌بان آن زمان آسيا بود، يا توجه به ناصر حجازي انگيزه‌ي ديگري داشت. هر چه بود، بنكس در آن ديدار فقط دست ناصر حجازي را فشرد.

آن بازي فراموش‌نشدني در تهران، با نتيجه‌ي مساوي يك بر يك به پايان رسيد. در آن بازي، مسعود مژدهي مهاجم جوان و تيزچنگ ايران توانست با يك حركت برگردان آكروباتيك دروازه‌ي بنكس را فروريزد. بنكس يك روز بعد در مصاحبه‌اي با يك روزنامه‌نگار ورزشي ايران اعتراف كرد كه به دليل آسيب‌ديدگي چشم خود، به درستي مسير ورود توپ به دروازه را تشخيص نداده است. اين براي دوستداران بنكس اعتراف تلخي بود.

شخصيتي محبوب فراتر از ميدان‌هاي ورزشي

ناصر حجازي بي‌ترديد بهترين دروازه‌باني است كه تاريخچه‌ي فوتبال ايران به خود ديده است. او بيش از يك دهه‌ي به عنوان برترين دروازه‌بان در فوتبال ملي ما حاكم بود و بر نسل دروازه‌بانان پس از خود تاثيري انكارناپذير داشته است. همه‌ي دروازه‌بانان پس از حجازي، او را كه به حق لقب «عقاب آسيا» گرفته بود، الگوي خود مي‌دانند. حجازي از آن سنخ بازيكنان انگشت‌شمار فوتبال ايران است كه شايد مشابه او در آينده هرگز پديدار نشود.

ولي حجازي فقط در چارچوب دروازه و در ميدان‌هاي ورزشي يك پديده‌ي استثنايي نبود. او با شخصيت آزاده و وارسته‌اي كه داشت، در زندگي اجتماعي نيز انساني تاثيرگذار و مورد احترام بود. واكنش مردم و محافل ورزشي ايران به مرگ اندوهبار او پس از يك بيماري طولاني، نشان داد كه حجازي از چه منزلت و اعتباري در ميان همه‌ي ايرانيان برخوردار است.

او انسان باحقيقتي بود كه نه فقط در محيط ورزش، بلكه در پهنه‌ي اجتماعي نيز در برابر پليدي‌ها و بي‌عدالتي‌ها مي‌ايستاد و صريحا حرف خود را مي‌زد. همين صداقت و درستكاري، از او چهره‌اي معتبر و محبوب در ميان ورزش‌دوستان و همه‌ي مردم ايران ساخته بود.

بد نيست اين نوشته را با يكي از آخرين سخنان خود ناصر حجازي به پايان بريم كه بازتاب‌دهنده‌ي روحيه‌ي حساس او در برابر كژي‌ها و زشتي‌هاي جامعه و روايت‌گر اندوهي است كه از نبود آزادي در ميهن، بر دوش «عقاب آسيا» سنگيني مي‌كرده است: «غم قفس به كنار. آنچه عقاب را پير مي‌كند، پرواز زاغ‌هاي بي‌سروپاست».


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 20:12  توسط میثم  | 

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی... ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم

رخت سیاه بر تن کن ایرانی...

اسطوره ات رفت...اسطوره ات ساعت 10/55 به سوی خدا پرواز کرد...

ولی نه...من نمیتونم باور کنم...

کی میتونه باور کنه ناصر خان...این بزرگمرد...دیگه بین ما نیست...

نفرین به سرطان...نفرین به دردی که اسطوره نمیشناسه...

دلتنگت میشیم اسطوره...

همه ی ایران دلتنگت میشن...

ولی ناصــــرخـــــان!!

سلام ما رو به خدا برسون...

بهش بگو ولی خیلی زود تورو ازمون گرفت...

ناصرخان؛مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند

خداحافظ ناصر خان....

خداحافظ اسطوره...

حجازي عزيز باورم نمي شود كه رفتي بعد از تو ديگه چه كسي در برابر اين فوتبال ناپاك كه پر از دوروي ورياست قد اعلم كند چه كسي مارا به نايب قهرماني اسيا برساند. اخ كه چه روزهايي با توواستقلالت داشتيم ميدونم كه ديگه طاقت ناپاكي هاي اين فوتبال رو نداشتي پس ارام بخواب

ناصرخان به قیمت اشک به تیم بهشت پیوست حجازی مرد بود آزاده بود آزاد زیست و ایستاده مرد . سر خم نکرد و باج نداد

ناصر حجازی رفت اما یاد وخاطره اش از یاد نمیره روحش شاد


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 19:22  توسط میثم  | 

ضعیف کشی با طعم ناجوانمردی این است مرام قرمز و دايي رفت و برگشت

نميدونم در اين فوتبال و فدراسيونش و كميته انضباطيش چه خبره    شيث رضايي و حقيقي كه  در جريان  مسابقه دربي با هم درگير شدند مورد تشويق قرار ميگيرند جلوي تماشاگران بوشهري و در روي صفحات اينترنت عكسهاي از حقيقي منتشر ميشه كه صحنه هايي شرم آور رو نشون ميده كه سنگ رو هم از خجالت اب ميكنه اما كميته انضباطي به جاي محروميت سنگين براي اين بازيكن دوباره او را مورد عفو بخشش قرار ميدهد در دوران بازيكني همين جناب به اصطلاح اسطوره در جريان بازي با سر به بازيكن حريف ميكوبد و او رو مورد فوحش قومي و نژادي قرار ميدهد  اما باز هم از سوي بالا نشينان تشويق ميشود  و ديروز هم كه شاهد زشت ترين صحنه هاي ورزشي در روي صفحه تلويزيون بوديم گويا هميشه بايد پاي يك پرسپوليس در اين بي اخلاقيها در ميان باشد

در اینجا اگر قدرت كسی ضعیفتر باشد له میشود كه همه سرنیزه ها به سمت سوشا مكانی رفته كه همه كاره نامیده میشود در صورتی كه اگر سرمربی قلدر پرسپولیس آن حرف را نیمزد اتفاقاتی چنین زشت رخ نمیداد

نمردیم معنای بازی جوانمردانه را هم فهمیدیم اول بازی  از جانبازان تقدیر می کنن  در  آخر بازی این افتضاح و به بار میارن . چرااا اینهمه تظاهررررر

من نمیدونم این خدادا افشاریان از جون این فوتبال  چی میخواد؟ در  هر بازی كه پخش مستقیم باشه و این بابا داور حتما یه دسته گلی به اب میده افشاریان جون هر كس كه دوستش داري  بی خیال داوری شو واسه خودت میگم مردك اگر خطای  واضح روی مهدوی كیا رو پنالتی میگرفتی دیگه اینهمه جنجال پشت سر بازی نبود

خطای بازیكن قرمز در محوطه جریمه بر روی مهدوی كیا اگر پنالتی نبود پس اسمش چیه؟
  فردوسی پور  كه مدعی نگرفتن پنالتی برای پرسپوليس  در بازی دربی بود چرا در بازیهای  پرسپوليس  در این گونه صحنه ها خودش از پیش قضاوت نمیكنه و اعلام قطعي پنالتي براي حريف؟
اگر این صحنه در محطه جریمه استیل اذین اتفاق می افتاد و روی بازیكن  پيروزي  اون به اصطلاح اسطوره زمین و زمون رو بهم میدوخت و هواداران  پيروزي   اختلاف با فدراسیون رو  علم  میكردن كه ببنید اسطوره پشمك ما چقدر مظلومه

همه به خوبی میدونیم كه سوشا مكانی تمارض كرد اما جناب به اصطلاح اسطوره جواب یك حركت زشت بازیكنی خام و بی تجربه و جون رو با یك حركت فوق العاده زشت دیگه نمیدن
دیگه حالمون از این فوتبال داره بهم میخوره
از امروز بازیكن پرسپوليس نباید انتظار رعایت بازی جوانمردانه از طرف حریفان داشته باشه حتی اگر از درد به خودش بپیچه ممكنه تیم حریف حمل بر تمارض اون یا وقت كشی الكی بده
كوچكترین اعتراض اونها مساوی با جوابی كه دایی الان داره به خورد رسانه ها میده
آقای دایی:خودتو بکشی توی این فصل از رده چهار به بالاتر صعود نمی کنی ولی با این کاری که کردی دیگر هیچوقت از جوانمردی ومروت حرف نزن

آقای دایی اگه تونستید بدون خریدن داور،بدون جر زدن، بدون پول دادن به تماشاگران روی سكوها كه تشویقهایشان در حمایت از تو بد جوری بو دار است  پیروز باشید اونوقت بگو من یک مربیه حرفه ایم،تو وتیمت راهی بس دشوار دارید تا انسان شوید ،فوتبالیست شدنتان پیشکش 

راستی لیگ دهم لیگ رکورد هایی استثنایی اقا دایی بود اينهم ركوردي بود كه اين جناب زد مباركش باشه

به قول معروف :

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم / قرمز نشویم هرگز که با ننگ بمیریم !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 19:23  توسط میثم  | 

دربي 70 هم آبي شد عيدي استقلال به هوادران ميليوني تاج كبير آسيا

فرهاد كوه كن بعد از گل دربي 69

آرش كمانگير بعد از گل دربي 70

دايي (رفت و برگشت) بعد از دربي 70

بين همه تيمهاي دنيا عشق است استقلال

ما تاج آسياييم            سرور لنگي هاييم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 20:8  توسط میثم  | 

تاجی متحد باش ما قهرمانیم

حکایت استقلال این فصل  به مانند کشتی گیری می ماند که علارقم قهرمانی در مسابقات کشوری و میادین بین المللی یک دست و یک پایش را بسته باشند و او را به مصاف رقبایش بفرستند
مسلم است که در این جدال نابرابر کشتی گیر سرشناس و معروف مقلوب حریفان خواهد شد و راه به جایی نخواهد برد
همه از مصائب و مشکلات پیش فصل استقلال به خوبی آ گاهیم و خوب به خاطر داریم دشمنان دوست نما به همراه مدعیان فوتبال پاک و مدیران قرمز دوست سازمان تربیت بدنی چه فاجعه ای را برای استقلال کبیر رقم زدند
حسین کاظمی خسرو حیدری فابیو جان واریو و سیاوش اکبر پور حکم همان دست و پای استقلال را برای این تیم داشتند
که با جدا شدنشان ضربه بزرگی به شاکله تیمی استقلال وارد شد
کاری نداریم که چطور و چگونه این جداییها و ضربه زدها شکل گرفت که همه دلسوختگان واقعی استقلال به خوبی از این جریانات آگاهند

درست یک ماه به آغاز مسابقات لیگ زمان باقی مانده بود اما استقلال نه مدیر داشت نه هیات مدیره و نه مربی و نه سرپرست بازیکنان این تیم یکی یکی با فراق بال و بی توجه به احساسات هواداران تیم با رقمهای درشت جذب تیمهای متمول لیگ میشدند

آن  مدیر مدعی علم و اخلاق که فکر میکرد با نبودش تاج بزرگ نابود میشه با سوءمدیریتش این بلا رو سر تیم آورد. در این شرایط سخت کمتر مدیر و مربی ریسک پذیرش مسئولیت در این تیم بزرگ و پر هوادار را بر عهده می گرفت
با فشار هواداران استقلال بر مدیران سازمان تربیت بدنی سر انجام علی فتح الله زاده بر سر کار آمد
حالا بماند که ایشان پیش از پذیرش مسئولیت در استقلال  طی یک مصاحبه ای اعلام کرده بود که هر کس در این فصل بعد از واعظ مدیر استقلال شود بی چاره است

فتح الله زاده  با وجودیکه اصلا بهش اعتقادی ندارم اما شجاعت نشون داد و مردونگی کرد و با جیب خالی و با چک شخص ظرف دوهفته 14  بازیکن خرید.تیم از بازیکن کنار در هر دو جناح خالی شده بود و چند مدافع مصدوم و بازیکنانی که مترصد پیوستن به رقبا بودند،زمان آماده سازی بسیار کم و مشکلات ریز و درشت فراوان که هر کدامشان برای به ورطه کشاندن یک تیم کافی بود هیچکدام نتوانسته مانع رشد و بالندگی تیم باشد.

به هر ترتیبی بود تیم بسته شد آن هم با کلی اسمهای دهان پر کن و ستاره هایی که هر کدام برای خود اسم و رسمی داشتند
مربی برای استقلال انتخاب شد که به گفته خودش به بزگترین آرزوی دوران فوتبالش رسیده بود
در همان ابتدای فصل ایشان همیشه می گفت برای ادای دینم به استقلال آمده ام و قول داده بود که دربی را با برد پشت سر بگذارد و حد اقل در این فصل یک جام برای استقلال بیاورد و بتواند سهمیه لیگ قهرمان را برای استقلال به دست آورد

داربی را قاطعانه بردیم،در لیگ هم اگر نبود بد شانسی و بی دقتی و اندکی نا داوری اکنون بی رقیب در صدر بودیم هرچند که حالا هم با صدر 2 امتیاز فاصله داریم.در جام حذفی هم که با وجود قرعه بد در جمع 8 تیم حضور داریم.حضور در آسیا هم که قطعی شده، برهانی و کوشکی و سید صالحی و شکوری و یوسفی در آستانه آماده شدن برای بازی و دهها اتفاق خوشایند دیگر.

در اینجا روی  سخنم با جناب پرویز خان مظلومی است باید به ایشان بگوییم آنها یی که این روزها به لطف تاکتیکهای شما بازیهای استقلال را تماشا نمی کنند حد اقل اعصابشان را برده اند

 آقای پرویز مظلومی شما  با حرفها و مصاحبه های خود نشان داده اید  که افکار کوچکی در سر دارید انگار هنوز باورتان نشده  که سر مربی تیم بزرگی همچون استقلال هستید جایی که  بعد از دربی در  مصاحبه ای میگویید :

من به قولم مبنی بر برد در دربی  عمل کردم و اگر به من بگویند همین امروز برو میروم

آقای پرویز مظلومی شما  مثل اینکه زیادی از برد دربی ذوق زده شده اید   که قولهای دیگرتان را فراموش کردید
آقای پرویز مظلومی ما هم به خوبی میدانیم شما در چه شرایط سختی عهده دار پذیرش مسئولیت در این تیم شده اید می دانیم با بد شانسیهای پی در پی بازیکنان کلیدیتان را به علت مصدومیت از دست داده اید اما همه این چیزها دلیل نمی شود استقلال تا به این حد در مقابل حریفان ضعیف و شکننده ظاهر شود و هواداران این تیم شاهد رجز خوانیهای بازیکنان مربیان و مدیران حریف بعد از بازیهای خود در مقابل تیم استقلال باشند که به نوعی سعی در تحقیر استقلال داشته باشند و بردهای این تیم را به شانس و کمک داور و فدراسیون ربط بدهند
هوادار استقلال نمیتواند اینها را ببیند و تحمل کند و لب به شکوه نگشاید
اقای پرویز مظلومی مثل اینکه هنوز در حال و هوای مربیگری در مس و ابومسلم هستید  این شیوه بازی به هیچ عنوان زیبنده نام بزرگ استقلال نیست
در طی 10 روز اخیر شما دو بار در مقابل شاهین بوشهر قرار گرفتید در بازی اول آنقدر افتضاح بازی کردید که به قول یکی از دوستان لحظه ای گمان کردیم استقلال بوشهر در مقابل شاهین تهران قرار گرفته است
بعد از بازی اعتراف کردید که به هیچ عنوان مستحق برد نبودید و قول جبران این بازی بد را در مسابقه آینده در مقابل همین تیم در جام حذفی داده بودید اما در روز مسابقه باز هم شاهد یک بازی سراسر انتقاد آمیز و ضعیف از تیم تحت هدایت شما بودیم
اقای پرویز مظلومی این قول دادنها در استقلال باید همراه با عمل باشد وگرنه باید به قولهای ابتدای فصلتان هم با دیده تردید نگاه کرد فراموش نکرده اید که چه قولهایی داده اید

اما روی سخن دیگرم با جناب اقای حاج علی فتح الله زاده سابق و اقای دکتر علی فتح الله زاده فعلی است

پدر من  مدیر یا سرپرست استقلال شما باید پرچمدار مبارزه با حاشیه در تیم استقلال باشید شما باید ریشه حاشیه را در تیم بخشکانید چشم امید میلیونها استقلالی به شماست شمایی که در ابتدای فصل از خود گذشتگی کردید و این تیم از هم پاشیده را سرو سامان دادید اما میبینیم الان خود با کارها و و رفتارهای بدور از باور  در حال ایجاد حاشیه در تیم استقلال هستید ملاقات با سرمربی تیم سپاهان هر چند به قول خودتان با اطلاع پرویز مظلومی صورت گرفته در این برهه حساس که همه شاهد هستیم چگونه فرصت طلبان دندان تیزکرده اند برای ایجاد حرف و حدیث به وسیله رسانه ها چه دلیلی داشت؟ ایا صرف جذب یک بازیکن از تیم سپاهان باید عاملی شود برای فرصت طلبان تا تیم را به حاشیه ببرند ؟ آیا شما با آن همه تجربه نمیدانید این ملاقات میتواند باعث بر هم خورد آرامش تیم شود آیا نمیبینید حضرات بعد از باخت تیم محبوبشان در روزنا مه ها و برنامه های ورزشی صدا و سیمایشان چه بلبشویی به راه انداخته اند پس چرا به آنها فرصت می دهید تا با دست آویز قرار دادن این ملاقات هزار و یک حرف و حاشیه برای از میان برداشتن آرامش تیم به وجود آورند

آقای دکتر فتح الله زاده راه کمک به مظلومی ملاقات با مربیان دیگر نیست اقای دکتر فتح الله زاده 3 سال پیش را به خاطر آورید که در حساسترین برهه زمانی سرمربی وقت تیم ناصر حجازی را تنها گذاشتید و به جای پرداختن به مشکلات تیم سر گرم جذب آرا برای رسیدن به کرسی نماینگی مجلس بودید ما این مسائل را فراموش نکردیم به عنوان یک هوادار دلسوز استقلال از شما خواهش میکنم تحت هر شرایطی از مربی منتخب خودتان حمایت کنید بگذارید ایشان در سایه حمایت شما با آرامش به کار خودش ادامه دهد حاج علی فتح الله زاده  با زمزمه های تفرقه انگیز و مسموم برخورد کن مطمئن باش هواداران استقلال از شما و تیم محبوبشان به بهترین شکل ممکن حمایت میکنند .

من و توی هوادار این موقع هاست که باید حواسمون جمع باشه  تاجی متحد باش ما قهرمانیم. ما همیشه قهرمانیم




+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 15:35  توسط میثم  | 

همه علیه استقلال

واقعا نمی دونم صداو  سیما ملاکش برای انتخاب گزارشگر چی هست ؟ یعنی یکی مثل جواد خیابانی با اون سن و سالش و اون همه تجربه گزارشگری  نمی تونه جلوی بروز علاقه اش به لنگ  رو بگیره ؟؟؟ واقعا چه خبره ؟ وقتی لنگ  گل دوم رو زد چنان دادی زد که یاد بازی ایران و استرالیا و گل خداداد عزیزی افتادم ! و آخر بازی هم با سوالی که از علی دائی کرد خیلی تابلوتر خودش رو نشون داد که طرفدار کدوم تیم هست ! از دائی سوال کرد: (به طرفداران پرسپولیس قول میدین دیگه افت نکنین ؟ قول میدین قهرمان نیم فصل بشین ؟ ) نزدیک بود به دست و پای علی دائی بیوفته و ازش قول قهرمانی بگیره

به قول مایلی کهن مزدک میرزایی کسیه که میکروفون خرید و فروش میکنه سوزش اون گل دقیقه 93 به حدی بود که هنوزم صدا و سیما و روزنامه های لنگی زوزه میکشند از دردش

برای ما واضح و روشن بود حمایت علنی صدا و سیما و روزنامه های پر تیراژ وزشی از لنگ و گرایش آنها به رنگ قرمز سیاست اینها از روز اول تاج ستیزی بود و بس اما مدام میگفتن برای ما دو تیم عزیز هستند و هیچ فرقی بین آنها نیست ما هر دو تیم رو به یک چشم میبینیم

بعد از دربي جو سنگيني را براي استقلال درست كردند متاسفانه طوري برخورد مي كنند كه انگار  اين تيم تيم يك كشور بيگانه است.در برنامه فرمايشي نود كارشناس داوري مي گه با اين دوربين و با اين زاويه دوربين گل تراكتور صحيح بو د كه د وربين و زاويه ان را مي بيني اصلا قابل تشخيص نيست كارشناس كامل تاييد نمي كنه اما فردوسي پور حرف تو دهن كارشناس مي گذاره ميگه پس افسايد بود. نه يك صحنه بلكه دو صحنه.اقاي فتح الله زاده به ايشان مي گه صحنه تمارض كرار را نشان بده مخالفت ميكنه بعد هم با اكراه مي گه سريع ان را نشان مي دهيم .تا شائبه ايجاد نشه حق با استقلالي است.الحمد الله كه عكس لگد زدن عليزاده را هم نداشت..اون يوسفي هم بين دو نيمه بازي وارد استوديو نشده ميگه بازي 1 بر صفر به نفع استقلال تمام شد فقط بايد با كارشناس داوري تماس بگيريم ببينيم اون صحنه مشكوك به پنالتي پنالتي بوده است يا نه.اينها فقط مي خواهند  پیروزیهای استقلال را لوث كنند صدا سيما هم كه حمايت كننده ان هاست.

در تمام این سالها تا توانستن حق استقلال رو با ناداوریها خوردن
تا جایی که در یک بازی 3 گل سالم مارو مردود اعلام میکردن (بازی با سپاسی شیراز)
توپ یک متر از خط گذشته و اوت شده رو بازیکن حریف میاورد تو گل میزد و در کمال تعجب داور اون گل رو می پذیرفت(بازی با پیکان)
گلهای سالم الستقلال رو به ناحق افساید اعلام میکرد (بازی با صبا در لیگ هفتم)
بازیکن لنگ به اندازه 1 متر در افساید صاحب توپ میشه و بهمون گل میزنه مورد تایید قرار میگیره(دربی که قربانی دقیقه 93 گل زد)
اینها فقط گوشه ای بود از ناداوریها بر علیه استقلال
همین روزنامه ها لنگ پرست و مجریان میکروفون به دست که الان  ناله ننه من غریبم بازی  از نپذیرفتن یک گل لنگیها سر داده اند  به جای حمایت از استقلال در مقابل فریاد اعتراض هواداران استقلال باتحلیلهای  مسخره و عجیب و غریب سعی بر این داشتن تا اشتباهات داوری را جزیی از فوتبال بنامند و صحنه رو به اصطلاح ماست مالی کنند و به نوعی   به ریش  هواداران استقلال  می خندیدند

این جو سازها تا جایی پیش رفته که مدیر عامل تیمی مثل تراکتور سازی به خودش این جرات رو بده و سینه سپر کنه و بگه (داور اگر اجازه میداد کاری میکردیم که استقلال منحل بشه)

مردک انگار داره از یه تیم محلی حرف میزنه یکی اینو روشن کنه و بهش بفهمونه داری در مورد بزرگترین باشگاه ایران و یکی از 3 تیم برتر آسیا در طول 100 سال اخیر حرف میزنی آقای مدیر عامل تراکتور بهتره اینو بدونید شما باشگاه شما همه طرفداران شما و کلیه عوامل باشگاه شما به اندازه (الف) باشگاه بزرگ استقلال اعتبار ندارید بهتره حد خودتون رو بدونید

اقای به اصطلاح مدیر عامل چطور ندیدید که قبل اعلام پنالتی برای تراکتور جاسم کرار به دلیل تمارض باید کارت دوم رو می گرفت و اخراج می شد ولی داور از صحنه راحت گذشت تا چند ثانیه بعد اون پنالتی اتفاق بیوفته ؟ چطور نشنیدید که همون پنالتی باید تکرار می شد ؟ حالا بگذریم از اینکه باید علیزاده به خاطر لگدی که بین دو نیمه به آشوبی زده اخراج می شد و صحنه اش موجود نبود که نشون داده بشه ! اگر جناب علیزاده اخراج می شد اون صحنه گلی که زد هم به وجود نمی آمد که آفساید بشه یا نشه ! در ضمن تراکتور هم 9 نفره میشد ، اینها به نفع استقلال بوده ؟

یا سرمربی جوان و خام این تیم در کمال وقاحت اعلام میکنه من تا الان استقلال رو اینقدر ذلیل ندیدم آقای سرمربی تو و تیمت باید افتخار کنید که توانستین جلوی تیم بزرگ استقلال بازی کنید و با خوش شانسی و حمایت  داور مسابقه که یک پنالتی بی دلیل براتون گرفت و از اخراج دو بازیکن تیمت چشم پوشی کرد  با یک نتیجه مساوی فرار کنی فراز خان کمالوند ما هم به شما میگیم شما حتی در حد سرمربیگری یک تیم فوتبال نیستی چه برسه به اینکه بخوای در مورد مسائل فنی اظهار نظر کنی

مطمئن باشید این خط دهی ها و جو سازیهایی که طی این دو هفته از بازیهای لیگ پس از دربی بر علیه استقلال به وجود اماده زیر سر پولهای زیر میزی علی دایی و خط دهی حبیب کاشانی به اصحاب رسانه میباشد من به شخصه از این پس کوچکترین صحنه ای که داور بی دلیل بر علیه استقلال سوت بزند را از چشم شخص سر مربی پرسپولیس و مدیر عامل این تیم میدانم چون با جو سازیهایی که در طول این دو هفته بر علیه داوران به راه انداختن  ناخواسته یا شاید هم با قصد و غرض داور ها برای اینکه متهم به جانبداری از استقلال نشوند سعی میکنند به راحتی از صحنه های مشکوک به نفع استقلال چشم پوشی کنند و این به ضرر تیم تمام خواهد شد

علی دایی بهتره حد خودش رو بشناسه این حرف دایی چه معنی داره که گفته استقلال با مظلوم نمایی حق دیگران رو خورده استقلال کجا و کی حق تیمی رو خورده اقای دایی سوزش گل دقیقه نود مثل اینکه اعصاب و روانت را بد جوری بهم ریخته که هذیان میگی  گفتی اهل لابی کردن نیستی باور کن مرغ پخته داخل دیگ هم از شنیدن این حرفت از خنده روده بر شد جریان یک شبه سرمربی تیم ملی شدنت نشان از چه بود دایی خان؟ روی کار آمدن شما برای سرمربیگری پرسپولیس بعد از افتضاحی که در مقدماتی جام جهانی به همراه تیم ملی به بار آوردی  در حالی که کرانچار در این تیم خوب نتیجه میگرفت نشان چه بود ؟ قهرمانی شما در جام حذفی که به قول محمد مایلی کهن به وسیله خدایان تقدیم شما شد نشانه چیست اقای دایی؟

آقای علی دایی فکر نکن چون سرمربی تیم پرسپولیس هستی میتوانی به پشتوانه هواداران این تیم هر حرفی که به ذهنت میرسه  بر علیه تیم بزرگ و مردمی استقلال به زبون بیاری استقلال بزرگ هست و بزرگ میماند و با حرافی امثال شما ذره ای از اعتبار و ارزش این تیم کم نخواهد شد

استقلال بدون حاشیه است و همین بی حاشیه بودن خیلیها رو ناراحت کرده

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 7:40  توسط میثم  | 

گل فرهاد آی گل فرهاد

گل فرهاد آی گل فرهاد

نه می خوام چیزی از حوادث دربی بنویسم و نه در مورد جنجالی که لنگیها سر گل مردود اعلام شدشون با کمک عوامل لنگ پرست صدا و سیما و روزی نامه های قرمز دوست به راه انداختن در یک کلام میخوام بگم مهم نیست کی چی میگه مهم اینه که استقلال برد مهم اینه که دل میلیونها عاشق این تیم شاد شد و مهم اینه که بعد از سالها حق خودمون رو تو دربی گرفتیم بعد از سالها که با ناداوری و بی عدالتی از چنگمون فرار می کردن این بار شکارشون کردیم 

میخوام بگم شیرینی این برد با مردود اعلام شدن گل لنگی ها بیشتر از همیشه به ما چسبید

خیلی دلم می خواست خفت شیث رضایی رو در این بازی ببینم تا اون باشه که با غرور مسخره و ادا واطوار در آوردنهای بی مورد سعی در تحقیر استقلال و بازیکنهای این تیم نداشته باشه که داش فرهاد مجیدی با اون حرکت زیبا و اون گل دیدنی این دلقک سر کچل لنگی رو سر جاش نشوند و بهش فهموند با استقلالی جماعت به از این باش که با خلق جهانی

این برد شیرین تر از عسل گوارای وجود 30 میلیون استقلالی عاشق

تو خورشیدی ولی غروب نداری آهای فرهاد مجیدی

تو دریایی ولی ساحل نداری آهای فرهاد مجیدی

تو هستی سرور کریمی و دایی آهای فرهادمجیدی

تو کابوس تمام لنگیایی آهای فرهاد مجیدی

تو بهترین شماره هفت آسیایی آهای فرهاد مجیدی

تو محبوب تمام آبی هایی آهای فرهاد مجیدی

تو تنها با وفای آبی هایی آهای فرهاد مجیدی

تو تا ابد تو قلب مایی آهای فرهاد مجیدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 18:3  توسط میثم  | 

آقاي فتح الله زاده آيا وقت تركاندن بمب آرش برهاني بود؟

خبر قاطع و بى رحم و سنگين است كه آرش برهانى از استقلال اخراج شد متن خبر را كه مى خوانى با خودت مى گويى: اين تو بميرى از آن تو بميرى ها نيست! قطعا آرش از تيم اخراج شده و تا ۶ ماه ديگر هم بر نمى گردد!
يك مقدار كه مى گذرد، يك خبر ديگر مى آيد. «برهانى در اختيار باشگاه قرارداده شد!» اوخ اوخ! انگار برهانى را برده اند زيرزمين باشگاه استقلال و
با چوب افتاده اند به جانش!


يكى ،دو ساعت يك خبر ديگر مى آيد. «با وساطت بهتاش فريبا قضيه حل شد!» فكت مى چسبد پايين! خبر تكميلى را هم از منابع خبرى مى گيرى،«آرش را جريمه مى كنند و بعد هم جريمه اش را مى بخشند!»از مسئولان محترم، تميز، كار درست، با حال رسانه اى، رسانه دوست، رسانه ساز، رسانه شناس، رسانه اينكاره و رسانه پژوه باشگاه استقلال يك سوال ساده داريم.

برادران! شما كه خودتان ظرف ۴ تا ۸ ساعت اول اخراجش كرديد، بعد در اختيار باشگاه قرارش داديد، بعد با واسطه برش گردانيديد سرتمرين و بعد هم با يك جريمه كى داده كى گرفته، سر و ته قصه را هم آورديد، نمى شد اين خبر را اصلا منتشر نكنيد؟
وقتى طرف را با اولين تماس برمى گردانيد، ديگر اخراج موقت چه صيغه اى است؟!
شما كه رسانه  اى هستيد، شما كه مى دانيد چاپ خبر اخراج يك بازيكن در مطبوعات تا چه اندازه روى او تاثير منفى ميگذارد، شما كه ۲ تا بازى ديگر بايد مقابل پرسپوليس بازى كنيد، شما كه اگر ميلاد ميداودى در اردن - دور از جانش- مصدوم شود، ناچاريد آرش برهانى را با سلام و صلوات وارد ميدان كنيد، مجبوريد خبر اخراج او را رسانه اى نماييد كه چند ساعت بعد سر و ته قضيه با يك روبوسى و يك جعبه شيرينى و يك جريمه صورى هم بياوريد؟!
منبع: ایران ساکر
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 19:2  توسط میثم  |